وجود یک میلیون تُن خاک نادر در هلمند!

اشپیگل آنلاین آلمانی گزارش داده است که دانشمندان ایالات متحده، رسوبات هنگفت فلزات قیمت بها را در ولایت هلمند شناسایی کرده‌اند.

گفتنی است که زمین این ذخایر عبارت از یک ملیون تن خاک های نادر می‌باشد.

این نشریه آلمانی در گزارش اش افزوده است: در ابتدا این مواد خام از طریق ماهواره توسط طول موج هایی با طیف بسیار زیاد تثیبت و اندازه گیری شده است. پس از آن تیمی از پژوهشگران، ذریعه هلیکوپتر از مناطق آتشفشانی در جنوب این کشور دیدار کرده و اندازه احتمالی این مواد کشف شده را تأیید کردند.

خاکهای نادر مجموعه‌ ای از 17 عنصراند که در صنایع نوآور و تکنولوژی پیشرفته به کار برده می شوند. از این فلزات در ساخت اشعه لیزر، تلفن های همراه یا موبایل، صفحات لپ تاپ ها، صنایع سبز، صنایعی که با محیط زیست سازگار است،موترهای تیزرفتاری که با بطری و تیل کار می کنند، صفحات جذب و تبدیل انرژی آفتاب، چراغ هایی که با مصرف کم از انرژی باد برق تولید می کنند، استفاده می شود.

اشپیگل آنلاین نوشته است: قبل از همه فکر می‌شود در ولایت هلمند خاک نادر سبک ، مانند لانتان، گریوم و یا نیودیم وجود داشته باشند.البته خاک‌های نادر چنان که از نام شان بر می‌آید، واقعاً در جهان کمیاب نیستند و ذخایر آن در دیگر مناطق جهان مثلاً غرب و شمال امریکا نیز وجود دارند. اما به گزارش اشپیگل تفاوت در این است که در آن مناطق افغانستان که این فلزات وجود دارند، استفاده نشده اند. این مواد خام در انتظار جمع آوری می باشند.

قمیت ذخایر معدنی افغانستان که توسط اداره کارتوگرافی موسسه تحقیقات جیولوژی ایالات متحده شناسایی شده است، تا 3000 میلیارد دالر امریکایی تخمین شده است.

چین قبلاً اجازه بهره برداری از معدن مس عینک را از حکومت افغانستان به دست آورده است. حکومت افغانستان هنوز از قدرت مالی، علمی و فنی برخوردار نیست که مستقلانه به استخراج این معادن اقدام کند. مقام‌های حکومت افغانستان بارها خاطر نشان کرده‌اند که در آینده خواهند توانست هزینه‌های دولتی را توسط معادن افغانستان تأمین کنند.

شپیگل آنلاین در پایان گزارش اش می‌نویسد: قبلاً در ماه سپتامبر مارک گراسمن، فرستاده ویژه ایالات متحده برای افغانستان و پاکستان به این کشور وعده داده بود که حکومت افغانستان را در استفاده مسؤلانه، شفاف و پایدار از این منابع کمک می‌کند.

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در سه شنبه سیزدهم دی 1390 و ساعت 17:26 |
 

درخواست غرامت برای یهودیان زمان پیامبر(ص)!

 

اخبار رسیده از سرزمین های اشغالی حاکی از آن است که رژیم صهیونیستی در اقدامی تعجب برانگیز قصد دارد غرامت یهودیان زمان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را از حکومت فعلی عربستان سعودی دریافت کند.

گفته می شود مدیرکل اداره املاک در وزارت داخله صهیونیستی در حال آماده کردن طرحی دو بخشی برای ارائه کردن آن به پارلمان صهیونیستی (کنست) است که بر اساس این طرح کنست موظف می شود به کابینه صهیونیستی دستور دهد که از حکومت عربستان سعودی برای یهودیان زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و برخی دیگر کشورها برای یهودیان مهاجر در قرن معاصر، درخواست غرامت کند.

براساس طرحی که قرار است ماه مارس آینده به پارلمان صهیونیستی برود و اکنون در حال آماده شدن است، کابینه صهیونیستی موظف خواهد شد که 100 میلیارد دلار غرامت از عربستان بگیرد. این یک بخش از طرح رژیم صهیونیستی است که اکنون کارشناسان مسائل قانونی، تاریخی و جغرافیایی در "اسراییل" در حال کار کردن بر روی آن هستند. بر اساس کتب تاریخی، در زمان صدر اسلام، یهودیانی در سرزمین حجاز زندگی می کرده اند.

گفتنی است بر اساس بخش دوم این طرح، کابینه صهیونیستی همچنین موظف خواهد بود که از دولت مصر نیز غرامت املاک یهودیانی که در سال 1948 مصر را به سمت سرزمین های اشغالی رها کردند، را بگیرد.

قابل ذکر است در این بخش از طرح کابینه صهیونیستی، علاوه بر مصر و عربستان، از مورتانیا، مراکش، الجزایر، تونس، لیبی، سوریه، عراق، لبنان، اردن و بحرین نیز که در آن یهودیانی زندگی می کردند و به مرور زمان به سرزمین های اشغالی سفر کردند، غرامت بگیرد.

طبق ادعای رژیم صهیونیستی املاک 850 هزار یهودی ساکن این کشورها که از سال 1948 به سمت سرزمین های اشغالی سرازیر شدند، بیش از 300 هزار میلیارد دلار ارزش دارد.

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در یکشنبه یازدهم دی 1390 و ساعت 14:21 |
با سیاست جدید آمریکا
رهبران زندانی طالبان، وزیران کابینه خواهند شد!

از اعضاء طالبان که قرار است مورد معامله قرار گیرند، علاوه بر محمد فضل، "نورالله نوری" معاون اداره اطلاعات طالبان، "عبدالحق واثق" از فرماندهان ارشد آنها، "خیرالله خیرخواه" وزیر داخله این گروه،ملا عبیدالله آخوند وزیر دفاع و ملا ترابی وزیر عدلیه رژیم طالبان و هچنین ملا برادر می باشند 

تاریخ انتشار:   ۰۰:۳۲    ۱۳۹۰/۱۰/۱۱

کد خبر: 31035

منبع:

نسخه چاپی

ارسال به شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها و دیگر سایت ها ارسال به دیگران

 

 

 

به گزارش بخش سیاسی شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، مقامات کاخ سفید در راستای روند صلح، قصد دارند تعدادی از اعضای بلند پایه رژیم طالبان را از زندان گوانتانامو آزاد کنند.

معروفترین این افراد که قرار است زندان گوانتانامو را ترک گویند، "محمد فضل" از فرماندهان طالبان است که در پرونده وی طی سال‌های 1998 تا 2001 میلادی، کشتار شیعیان در ولایت بلخ، قتل دیپلمات‌های ایرانی، آشوب در زندان "قلعه جنگی" در "مزارشریف" که منجر به کشته شدن یک مأمور سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا شد، دیده می شود.

از دیگر اعضاء طالبان که قرار است مورد معامله قرار گیرند، علاوه بر محمد فضل، "نورالله نوری" معاون اداره اطلاعات طالبان، "عبدالحق واثق" عضو برجسته طالبان، "خیرالله خیرخواه" وزیر داخله این گروه،ملا عبیدالله آخوند وزیر دفاع طالبان، ملا ترابی وزیر عدلیه رژیم طالبان و حتی ملا برادر که سال پیش بازداشت شده بود، می باشند.

هرچند که برای آزادی و انتقال این مقامات ارشد طالبان در کنگره آمریکا اختلافات شدیدی وجود دارد، اما مقامات کاخ سفید مصمم هستند تا به تلاشهای ناکام ده ماهه شورای عالی صلح خاتمه دهند و ناتوانی دولت افغانستان را به همگان ثابت سازند.

این ظاهر ماجراست که آمریکا قصد دارد نشان دهد که مصالحه با طالبان به نفع ملت و دولت افغانستان است، لذا مدعی هستند که آزادی طالبان از نگاه نظامی خطرناک نیست، بلکه می تواند سبب تامین ثبات و امنیت در کشور گردد.

جالب اینجاست که اعضاء شورای عالی صلح نیز با اقدام آمریکا مبنی بر آزادسازی رهبران ارشد طالبان از گوانتانامو و پاکستان، موافقند و آن را یک اقدام اعتماد ساز می دانند. با این توضیح که آزادی این افراد می توانند به مذاکرات صلح با طالبان کمک کنند زیرا آنها از اعضای معروف و قابل اعتماد طالبان به شمار می روند.

اما واقعیت ماجرا این است که آمریکاییها از این اقدام خود اهداف خاص و پشت پرده ای دارند که بارها این نیت های شوم خود را اثبات کرده اند. حال اینکه قصدشان چیست و از این اصرار برای پیوند دادن طالبان به حکومت افغانستان می خواهند به چه چیزی برسند، می توان فرضیه های گوناگونی را حدس زد که ادامه بی ثباتی کشور ما در سالهای آینده، از طریق ایجاد اختلاف بین دولتمردان از مهمترین این فرضیه هاست.

اما اینکه ما قبول نمی کنیم که آمریکا قربة الی الله قصد آزادی رهبران طالبان از زندان گوانتانامو را دارد، به این جهت است که واشنگتن نمی خواهد این زندانیان را به دولت افغانستان تسلیم کند، بلکه آنها به دولت قطر تحویل داده خواهند شد و این یعنی اینکه کاخ سفید باز هم برای حکومت کرزی ارزشی قائل نیست.

به هر حال طرح مذاکره با طالبان در حالی از سوی ایالات متحده در بازه ی کنونی مطرح می شود که دولت وقت آمریکا در سال 2001 و به بهانه مبارزه با تروریزم و نابودی همین طالبان به افغانستان حمله نمود. لذا اکنون سوال اساسی این است که با وجود اشغال 10 ساله ی افغانستان و کشته و مجروح شدن صدها هزار هموطن ما، گفتگو با تروریست های طالبان چه معنایی دارد؟ چه اصراری است که همان کسانی از زندان آغاز شوند، که یاد و خاطره جنایات آنها هنوز در چشم و گوش ملت افغانستان زنده است؟

لابد فردا هم، همین زندانیان آزاد شده به پارلمان به عنوان نامزد وزیر معرفی می شوند تا کابینه ناقص جناب حامد کرزی تکمیل شود. از این سیاست خارجی ها هیچ چیزی بعید نیست

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در یکشنبه یازدهم دی 1390 و ساعت 14:15 |
 

تصاویری از طبیعت شگفت انگیز

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706083337.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706084199.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706081472.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706081815.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706083889.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706082428.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706082151.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706083019.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706081889.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706083030.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706082142.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706082043.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706082548.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706083361.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706082093.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706083887.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706083189.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706082539.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310706082926.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310705064518.jpg

http://files.afghanpaper.com//pics/201112/201112310705061153.jpg

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در شنبه دهم دی 1390 و ساعت 14:27 |
 

تصویرنگاری رویکردی جدید در قالی‌بافی افغانستان

امین نادم: "هر نوع عکس از مناظر طبیعی، بناهای تاریخی، شخصیت ها و یا هرسوژه دیگری را که بیانگر درد و رنج مردم ما باشد و پیامی برای جهان و نسل آینده داشته باشد، ما می‌توانیم به شکل طبیعی در قالین ببافیم"

اخیرا تولیدکنندگان قالین (یا قالی) در افغانستان برای جلب توجه بیشتر مشتریان در بازارهای صادراتی توجه خود را بیشتر بر تصویرنگاری در قالینها متمرکز کرده اند.

در گذشته قالین بافان خود نقشهای قالینهای خود را تهیه و طراحی می کردند، اما از چند سال پیش به این سو افرادی هستند که به صورت تخصصی به این حرفه اشتغال دارند.

طراحان نقش قالین می گویند که طراحی چهره انسان در نقشهای قالین، از یک سو به شهرت جهانی قالین افغانستان کمک می کند و از سوی دیگر چهره های بسیاری را در طرحهای هنری برای سالهای بسیار ماندگار می کند.

برای نخستین بار در غزنی، چند کارگاه تصویرنگاری در قالین ایجاد شده که شیوه‌های بافتن تصویر در قالین را به زنان و مردان آموزش می‌دهد.

دست اندر کاران این کارگاهها گفته اند که تصمیم دارند تا نقش آثار و ساختمانهای تاریخی شهر غزنی را نیز بر روی قالین ببافند.

مشتریان قالین از نقاط مختلف دنیا هر نوع عکسی را که خواسته باشند، به این کارگاهها سفارش می‌دهند تا در قالین های ساخته شده در این کارگاهها نقش بندد.

بافتن قالین هایی با نقش چهره مشتریان یک نوآوری درصنعت قالین افغانستان به شمار می رود.

رهبران جهان

امین نادم، مسئول فرهنگی اتحادیه قالین بافان افغانستان، یکی از کسانی است که تا حالا ده‌ها عکس از شخصیت های مهم سیاسی دنیا و بناهای تاریخی افغانستان و جهان را بر روی قالین بافته است.

او می گوید هواداران روسای جمهوری برخی کشورها، رهبران جهادی افغانستان و ستاره های سینمای جهان به او سفارش کرده که عکسهای افراد مورد علاقه شان را در قالین ببافند.

نادم همچنین می گوید خیلی از اشخاص مشهور عکس‌های خود را که در قالین بافته شده بر روی دیوار دفتر کار و یا خانه خود نصب می کنند.

این تصویرنگار قالین معتقد است که بافتن عکس در قالین توانسته قالین افغانستان را مشهورتر کند و زمینه ایجاد شغل را هم برای برخی ها فراهم نماید.

او می گوید:"هر نوع عکس از مناظر طبیعی، بناهای تاریخی، شخصیت ها و یا هرسوژه دیگری را که بیانگر درد و رنج مردم ما باشد و پیامی برای جهان و نسل آینده داشته باشد، ما می‌توانیم به شکل طبیعی در قالین ببافیم. هر چیزی که در قالب دوربین های دیجیتال درست آید، ما می‌توانیم آن را در شکل قالین ببافیم."

کاری 'زنانه'

 

صابر، قالین باف

بافت عکس در قالین برای برخی از جوانان نیز دلچسب به نظر می رسد.

صابر، هجده ساله، یکی از این جوانان است که از اینکه می‌تواند هر نوع عکسی را بر روی قالین ببافد، بسیار خوشحال است و این کار را "هنر در آیینه قالین" توصیف می کند.

صابر می گوید اگر دولت افغانستان به شیوه های جدید صنعت قالین این کشور توجه نشان دهد قالین بافی شغل مورد علاقه او در آینده خواهد بود.

صابر می گوید:"وقتی قالین بافی را دیدم کار خوبی به نظرم رسید، بخاطری که در افغانستان مردم زیاد قالین کار می کنند. حالا در حدود سی درصد برای اقتصاد خانواده‌ام کمک می کنم، اما تصویرنگاری در قالین کاری بسیار سختی است دقت و ظرافت بیشتر لازم دارد، در حقیقت یک کار هنری است."

با اینهمه، هنوز هم قالین بافی در بسیاری مناطق افغانستان عمدتا "کاری زنانه" تلقی می‌شود و زنانی که کار کردن آن‌ها در بیرون از خانه هنوز تابو محسوب می‌شود از این طریق می توانند به اقتصاد خانواده کمک کنند.

سحر یکی از دخترانی که می‌خواهد بافتن عکس در قالین را بیاموزد، می گوید امید چندانی ندارد که در آینده نزدیک بتواند در بیرون از خانه کار کند، از این جهت قالین بافی یک شغل مناسب برای او به شمار می رود.

سحر می گوید: "وقتی که کار قالینهای بزرگ سقوط کرد، خواستم کار خوبتر یعنی تصویرنگاری را یاد بگیرم. این کار از یک طرف یک کار هنری است و از طرف دیکر به اقتصاد خانواده‌ام کمک می کند."

او افزود: "خواسته ام از مقامات این است که برای صنعت قالین افغانستان توجه کنند و نگذارند این صنعت دیرینه فراموش شود."

بازاریابی ضعیف

قالین بافان می گویند رشد صنعت قالین نیازمند حمایت دولت است

با این وجود، بسیاری از قالین بافان شکایت می کنند که دولت افغانستان توجه لازم به صنعت قالین بافی ندارد.

امین نادم می گوید که خیلی از قالین بافان حرفه‌ای حالا قالین بافی را رها کرده اند.

به گفته آقای نادم، بازاریابی برای فروش قالین افغانستان بسیار ضعیف است و پول اصلی از بابت فروش قالین افغانستان، به دست برخی از تاجران کشورهای همسایه می‌افتد و نه قالین بافانی که در داخیل افغانستان زحمت می کشند.

نادم می گوید: "بیشتر کارگران کنار جاده ها در افغانستان همان قالین بافان این کشورند که بر اساس مجبوری، کار قالین بافی را رها کرده و در مقابل مزد روزانه کار می کنند. دولت افغانستان درگیر خود است و اصلا صنعت قالین را فراموش کرده است."

آقای نادم همچنین می گوید تصمیم دارد تا با همکاری مقامات دولت افغانستان آثار و ساختمانهای تاریخی غزنی را در نقشهای قالین ببافد، اما حمیدالله سروری، رئیس اطلاعات و فرهنگ ولایت غزنی می گوید هنوز اداره تحت امر او امکانات لازم را در اختیار ندارد.

قالین، گلم (یا گلیم) و نمد از جمله صنایع دستی غزنی به شمار می‌رود که ازگذشته های دور باقی‌مانده است.

مقامات دولت افغانستان می گویند در سالهای اخیر سعی کرده اند تا با برگزاری نمایشگاههای صنایع دستی وگفتگو با اتحادیه‌های قالین بافان به مشکلات وخواسته های صنعتگران کشور رسیدگی کنند اما بسیاری از قالین بافان این اقدام‌ها را اندک و ناکافی می دانند.

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در شنبه دهم دی 1390 و ساعت 6:35 |

 فتواي جنجالي تازه وهابيون درباره موز و خيار

به گزارش نشريه تايم ، جديدترين فتواي مفتي هاي وهابي اين است که زنان حق دست زدن به دو ميوه محبوب و خوش طعم دنيا يعني خيار و موز را ندارند.

بر اساس اين گزارش، تايم در ادامه مقاله خود فتواهاي مضحک و وهن آميز مفتي هاي سلفي را مورد بررسي قرار داده و آورده است: هفته گذشته بود که يک ايميل مانند توپ در دنيا صدا کرد. ايميل که در آن ادعا شده بود يک مفتي وهابي که در اروپا زندگي مي کند، فتوا داده است که زنان حق دست زدن به موز و خيار را ندارند. اين مفتي وهابي در فتواي خود در اين باره مدعا، تحريک زنان توسط اين دو ميوه شده است.


اين مفتي در ادامه اين فتواي مضحک خود آورده بود که در صورتي که زنان تمايل به خوردن اين دو نوع ميوه دارند، بايد از شخص ديگري، براي مثال يک مرد مانند همسر و يا پدر خود کمک بگيرند و از آنان بخواهند اين ميوه ها را بريده و در اختيار آنان قرار دهند.

اين که خبر مربوط به اعلام اين فتوا درست يا غلط، مهم نيست. مهم مضحک و احمقانه بودن اين فتوا است. اين در شرايطي است که اين تنها فتواي مضحک اعلام شده از سوي وهابيون عربستان نيست.

اين گزارش در ادامه مي افزايد: تاييد صحت اين فتوا بسيار سخت است، حقيقت اين است که در ميان وهابيون عربستاني اعلام چنين فتواهاي مضحک و پوچي به يک عادت تبديل شده و اين در حالي است که به تاثيرات اين فتواها هرگز اهميت داده نمي شود.

اين فتواهاي مضحک معمولا از سوي مفتي هاي وهابي به عنوان نظريه هاي الهي در نظر گرفته مي شوند. اين در حالي است که اين مسئله مدتي است منسوخ شده و اعتبار خود را از دست داده است. در واقع آن ترس و اعتقاد مردم نسبت به اين فتواها از بين رفته و اين روزها وضعيت فتواها به گونه اي شده است که نويسنده مقاله تايم از آن به عنوان خريد و فروش فتوا ياد کرده است.

شيلا موساجي که يک وبلاگ نويس مسلمان آمريکايي است، در اين باره مي گويد: گمان نمي کنم خبر مربوط به فتواي اين مفتي وهابي درست باشد، اما نکته اين جاست که بيان چنين فتواهاي مضحک و خنده آوري به قدري زياد شده است که چنين اخباري براي مردم باور پذير و پذيرش آن آسان شده است.

در بخش ديگري از اين گزارش آمده است: اخبار و شايعات مربوط به اين فتوا در شرايطي مطرح مي شود که پيش از اين فتواهاي مضحک ديگري از سوي وهابيون مطرح شده است و اين مسئله باعث شده اين شائبه در ذهن ها ايجاد شود که مفتي هاي وهابي حق دارند براي اعتبار بخشيدن به نظريات شخصي خود به اين نظريات نام فتوا نهند و آن نظريه ها را نهادينه کنند. اين در شرايطي است که مسلمانان دنيا اين مفتي وهابي را يک انسان احمق و سبک مغز توصيف مي کنند.

تايم در پايان اين گزارش به برخي فتواهاي عجيب و غريب و مضحکي که در سال هاي اخير از سوي مفتي هاي وهابي به ويژه در عربستان اعلام شده است، اشاره کرده است که در زير به آن ها اشاره مي شود.

1) مرد ها مي توانند در محل کار خود با زنان نامحرم محرم شوند، در صورتي که از سينه آن زنان شير بنوشند.

2) مردها مي توانند زنان خود را تنها با يک پيامک طلاق دهند.

3) ميکي ماوس يک عروسک فساد انگيز است و بايد نابود شود.

4) دختران مسلمان هرگز نمي توانند در نمايش ها نقش پسران را بازي کنند.

5) پوشيدن پيراهن توليد شده باشگاه منچستر يونايتد انگليس حرام است.

6) ورزش يوگا حرام است.

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 22:25 |

تصاویری زیبا از بند امیر افغانستان عزیز

http://files.afghanpaper.com/pics/201005/201005101104554359.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201005/201005101104554513.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201005/201005101104553522.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201005/201005101104552101.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201005/201005101104553666.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201005/201005101104551440.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201005/201005101104552962.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201005/201005101104551873.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201005/201005101104551397.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201005/201005101104551278.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201005/201005101104553057.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201005/201005101104553996.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201005/201005101104553735.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201005/201005101104551146.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201005/201005101104552856.jpg

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 21:1 |
 

 

ادعای وزیر سابق بهداشت فنلاند: مرگ نیمی از مردم جهان توسط واکسن آنفلوانزای خوکی

خبر آنلاین: بین الملل > اروپا - وزیر سابق فنلاند مدعی شد، آمریکا تلاش دارد تا با استفاده از واکسن آنفلوانزای خوکی نیمی از جمعیت جهان را از بین ببرد.

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت، «رافنی کیلده» وزیر بهداشت سابق فنلاند، از طرح « دانلد رامسفلد» وزیر دفاع اسبق آمریکا برای از بین بردن نیمی از جمعیت جهان پرده برداشت.

وی با اشاره به اینکه طرح مذکور در نشست اخیر “بیلدربرگ” ارائه شده است، مدعی شد: واکسن آنفلوانزای خوکی حیله‏ای از سوی آمریکا برای پایان دادن به زندگی بسیاری از مردم جهان است.

وزیر سابق بهداشت فنلاند در ادامه گفت: سازمان بهداشت جهانی نیز از سوی آمریکا تحت فشار است تا آماری درست از قربانیان این بیماری را در سطح جهان منتشر نکند.

هنوز پاسخی رسمی نسبت به ادعای این مقام سابق فنلاند از سوی مقامات آمریکا داده نشده است.

***********

عاملان انتشار آنفلوآنزای خوکی!

تابناک: برخی از رسانه‌های منطقه و جهان امروز به موضوع جنجال برانگیز آنفلوآنزای خوکی پرداخته و آن را ساخته و پرداخته آژانس‌های دارویی و مقامات آمریکایی و صهیونیستی برای به دست آوردن درآمد بیشتر معرفی کرده‌اند.

در این تحلیل، نخستین پرده این سناریو را وزیر سابق بهداشت فنلاند بازی کرد و در آن مدعی شد که ویروس آنفلوآنزا را مقامات آمریکایی سنتز کرده تا نیمی از مردم جهان را نابود کنند.

«راونی کیلده» به طور مشخص از دانلد رامسفلد وزیر دفاع اسبق آمریکا نام برده و او را عامل اصلی این توطئه جهانی معرفی می‌کند.
کیلده» مدعی شده که آمریکا می‌خواهد، یک سوم مردم جهان را بدون هزینه و جنجال نابود و بابت فروش واکسن به کشورهای جهان میلیاردها دلار را به خزانه آمریکا سرازیر کند.

این مقام اروپایی ادعای بزرگتری هم دارد و بر این باور است، سازمان بهداشت جهانی تحت فشار آمریکا ناچار شد که این عارضه مصنوعی را به عنوان یک بیماری به جهان معرفی کند و از کشورهای جهان بخواهد برای درمان و واکسن آن اقدام کنند.

پس از آن روزنامه آلمانی «بیلد» به میدان آمده و از قرارداد شرکت «گلاسو اسمیت کلاین» با دولت آلمان، برای تهیه واکسن این بیماری افشاگری کرده و تأکید می‌کند که این قرارداد دو سال پیش از شیوع بیماری، بین دولت آلمان و این شرکت امضا شده است!

روزنامه «الاخبار» لبنان با در کنار هم گذاشتن این اخبار و تحلیل‌ها به نقل از شاهین، سخنگوی وزارت بهداشت مصر نوشت: اگر این اخبار درست باشد با یک توطئه جهانی روبه‌رو هستیم، زیرا تا کنون هیچ کس ماهیت واقعی ویروس آنفلوآنزای خوکی را معرفی نکرده است.

تلویزیون مصر نیز به نقل از این مقام بهداشتی گزارش داد: ما نیز گمان می‌کنیم، موضوع فراتر از یک بیماری بوده و جهان بمباران بیولوژیکی شده است.

«آدریان گیبس» دانشمند ویروس شناس استرالیا نیز گفته که این ویروس ماهیت ویروس طبیعی را ندارد و در آزمایشگاه‌های مخفی به آن دست یافته و عمدا آن را منتشر کرده‌اند؛ او این اطلاعات را در مجله تخصصی ویروس شناسی «ویرولوژی» نیز منتشر کرده است.
روزنامه اتریشی «یان بیرگر میستر» نیز همه پرده‌ها را دریده و این گونه افشاگری کرده که سازمان بهداشت جهانی، سازمان ملل متحد، باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا و لابی صهیونیستی مالک بانک‌های زنجیره ای و بین‌المللی از جمله «دیوید راتشلد»، «دیوید راکفلر» و «جورج سوروس» در پشت پرده انتشار بیماری آنفلوآنزای خوکی هستند.

و در پایان سایت خبری «المحیط» نیز گزارش داد: گروهی از کارشناسان متخصص ویروس با انتشار گزارش‌هایی در مجلات علمی مدعی شده‌اند، آنچه در سال ۱۹۱۸ موجب مرگ بیش از هشت میلیون انسان در اروپا شد، ویروس آنفلوآنزای طیور بوده و آنچه اکنون در حال شیوع در جهان است، مشابه از آن ویروس بوده و در ترکیب زنجیره‌های وراثتی آن دست کاری شده و بیماری‌زایی آن به مراتب بیشتر شده است.

هرچند هنوز شواهد مستند یا مستدلی مبنی بر درستی این ادعاها ارایه نشده، اما طرح گسترده آن می‌تواند بر افکار عمومی جهان تأثیر جدی داشته باشد؛ البته نباید فراموش کرد که درستی یا نادرستی این فرضیات، تأثیری بر آثار کشنده این ویروس که اکنون دغدغه اول سلامتی در جهان به شمار می‌رود، ندارد

 

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 19:56 |
 

 

 

رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی

ومداخلات غرب وشُرَکاءدرافغانستان

"برروال فیلم های مستند"

 

 

درفراسوی رخداد" قیام "مسلحانۀهفتم ثور:

درفرایند قیام هفت ثور1357خورشیدی وسیرتحولات بعدی درکشور , ناوگانهای تبلیغاتی غرب وشرکاء با کاربرد مجموعی بیش از " 130"ساعت تبلیغ در "24"ساعت علیه جمهوری دموکراتیک افغانستان , برای برانگیختن احساسات مذهبی مردم وزهرآلود ساختن ذهنیت جهانیان درخصومت با دولت جدید, تلاشهای سریع ورعدآسای را درپهنۀ جهان به جولان کشیدند.آنها موج عظیم رستاخیز ضد دولتی را درداخل جامعه وکشورهای همسا یه، ایران وبویژه پاکستان که مقدمات پایگاه های ضدافغانی رابا اسکان سران مجاهدین درآن کشور ,که درآغازین مراحل تاسیس جمهوری محمد داوودخان آغازیافته بود خلق نمودند. غرب مدت ها قبل ازمراحل اعزام نیروهای نظامی شوروی درافغانستان ,با مداخلات صریح و ارسال جنگ افزارها و تسلیح وتجهیزپیکارجویان, و ایجاد بیش ازدوصد جبهۀ منظم ضد دولتی ,که ازقراء، قصبات ,شهرها وتا شهرکابل و"چنداول" و"بالاحصار" کابل امتدادیافت , کشوررابطورتمام به "آتشکده "مبدل نموده وتوان دفاعی دولت را برای سرکوب آشوبهای ضد دولتی جدأ به چالش کشیده ولاجرم با خطوراندیشۀ"بقا " دروجود گردانندگان رژیم وقت, زمینه ساز "دعوت " نیروهای شوروی درافغانستان گردیدند.

کاخ سفید که دوران متوالی حس درد آلودانتقام شکست فضاحت بارآمریکا درجنگ ویتنام راسپری نموده وازسوی درحسرت وهوای تسلط برمنابع عظیم قاره آسیا لحظه شماری مینمود, از وقوع تحولات جدید برای برنامه ریزی اهداف استراتیژیک خویش ازکاربرد غوغا برانگیز واژه " تجاوز! "نیروهای شوروی درافغانستان در بٌعد ملی وبین المللی استفا ده وسیع ابزاری نموده وجولانگاه مداخلات وتجاوزات خویش را برحریم جامعۀافغانستان بیش از پیش توسعه بخشیدند.

رخُ دیگرآئینۀ سیاست غرب درافغانستان  

اکنون که باسقوط نظام دموکراتیک درکشور , مجموع پروژه های ویرانگرانه وسبوتاژگرانۀ دول استعمارواستبداددرفازاول خویش درافغانستان خاتمه یافته , وافغانستان درپی عوام فریبیها وحیله گریهای مکارانه ایشان پس ازآزمایشات پروژه های"جهادی" , "طا لبی" ونظام "فساد سالار" دموکراتیک نما , به تسلط عام وتام استعمارکشانیده شده است ,اسنادوشواهدی تازه یی راکه قطرات فلترشده حقایق جانگدازحوادث افغانستان را احتوامینماید , ازآرشیف تاریخ خویش بیرون کشیده وبدین لحاظ قدرت ومهارت خویش را دروارونه سازی جریانات , با همه تبختربه رُخ جها نیان می کشا نند.

کشوربریتانیا , درست سال پار پس ازتکمیل مراحل متعارف آرشیف ملی اش  که از آن مُهرمحرمیت بنا برقدامت سی ساله اش برداشته شده است،افشا مینماید که : نیروهای شوروی به درخواست جمهوری دموکراتیک، به افغانستان اعزام شده واین سندکه به تاریخ 10/10/1389خورشیدی بوسیله خبرگذاری " نوستی "تحت عنوان "افشای اعمال پشت پردۀ غرب بعد ازمداخلۀ شوروی درافغانستان", انتشاریافته،مشعراست که :

(... کمک اتحاد شوروی را رهبرافغانستان حفیظ الله امین درخواست نموده بود که ازطرف نیروهای خاص اتحادشوروی به زودی بعد ازاغازعملیات به قتل رسانده شد).

در گذرگاه وقا یع جهانی وفرارحقیقت ازچهاردیوارفولادین زندان های اسارتبارآرشیف های استخباراتی استعمارجهانی, اکنون اسناد "تصویری" در ورای ویدیوکلیپ های مستند که ازعمق حقایق حوادث وتحولات عمیق سیا سی, دهه یی هفتاد -هشتاد درافغانستان بطور روشن وانکار ناپذیرپرده برداری نموده وبوسیله بزرگترین ومشهورترین رسانۀتصویری جهان غرب یعنی تلویزیون ( (CNNایالات متحده آمریکا تهیه شده است ,ما با رخ دیگر حقایق پشت پرده حوادث کشورخویش آشنا شده وریشه ها وانگیزه های اصلی وواقعی خلقت مصنوعی " سربازان خدا "soldiers of the God  ", نیات مداخله وتجاوزایالات متحده آمریکا , برنامه سازی جهادی پاکستان , وچگونگی دعوت نیروهای شوروی درافغانستان رامشاهده مینماییم. امید وارم آنانیکه تاکنون تحت پرده"ضخیم" بهانۀ " تجاوز" اتحاد شوروی ,کارنامه های خونین وشرارت انگیزخویش راپنهان داشته و"قیام هفت ثور"ورژیم های مربوط به آن دورانها راطوریکسان مسبب "همه بدبختیها!" درکشورقلمداد مینمودند با نگاه نوارهای مستند،صفحۀ اصلی تاریخ خونین کشوروعوامل شکل دهنده آنرا به خوانش گرفته وبرعملکردهای جفا کارانه خویش به قضاوت بنشینند!

دراین مبحث ونبود ظرفیت لازم درین نوشتار , با حفظ شفا فیت،  محتوا ومضمون تصاویرویدوی،خواستم تا با حفظ همه امانت داری برای خواننده گان محترمی که ازامکانات دست رسی به زبان انگلیسی محروم اند,در موارد ضروری , برگردانی ,تبصره, تفسیر وتحلیلهای مختصرارایئه نمایم . قا بل یاد آوریست که پراگراف ها وعناوین این نبشته بر اساس جریانات حوادث درنواراین ویدیوها قا لب بندی شده است.

جنگ سرد وخلقت سربازان خدا (!)

-         (ویدیوکلیپ -1*)

افغانستان با داشتن موقعیت خاص جیوپولیتیک, جیواستراتیژیک وجیواکونومیک خویش درحوزه ء منطقوی وپیوستگی ونزدیکی آن باآسیای میانه درشمال ، خلیج فارس  وایراندر غرب، بحرهندوپاکستان درجنوب, پیوسته وبویژه دردهۀ طوفانی هشتاد , درست پس ازپیروزی قیام مسلحانۀ هفت ثور,درمرکزتوجۀ ابرقدرتهای جهانی قرارگرفت وبرای "ماسکو" موجودیت افغانستان به حیث کشورهمسایه ودوست ,حیاتی بنظرمی رسید .

با پیروزی قیام ثوروبرپائیی جشنواره یی مردمی درحمایت ازتحولات جدید ,آقای نورمحمد تره کی  با تکیه برامیدواری بسوی همکاریهای ماسکوبرای تحقق برنامه های "سوسیا لیستی! " خویش توانست تامساعدت های ماسکو را دراین راستا جلب نموده وبدین وسیله صدها تن ازمشا ورین اتحاد شوروی به افغانستان سرازیرگردیدند.همزمان با آغاز مداخلات غرب وکشورهای همسایه ایران , پاکستان وچین , پیوست با برپای آشوبهای ضد دولتی وبا مشتعل شدن نبردهای سراسری درکشور،افغا نستان آهسته آهسته ابرپاره های جنگ های رقابتی کشورگشایان را برفرازخویش به تماشامی نشست وایالات متحده آمریکادراین جوپرتلاطم , مصمم گردید تا با ارزش " بلیون " ها دالر,سلاح ومهمات را دراین جنگ برای پیروزی "متحدین فندمنتالیست اسلامگرای " خویش وبرای تامین مقاصد بلند پروا زانۀ خودهزینه نماید .چنانچه (مدیر بخش افغانستان در سا زمان سیا Frank Ander son ( بو ضاحت اذعان میداردکه: این کا ملا درست است که این جنگ بخاطرتحقق اهداف "ما " وخون"آنها "(مجاهدین –ب) بر نامه ریزی شده بود.          

در بخشی ازنواردرخصوص انگیزۀ اعتراضات مردمی علیه رژیم جدید گفته میشود که:در راستای راه اندازی رفورم های اقتصادی واجتماعی نظام انقلابی، درچهارچوب اصلاحات ارضی ,دو لت , زمین های زراعتی را ازملکیت زمینداران بزرگ بیرون کشیده وبرای دهاقینی که با لای آن عملا کارمینمود توزیع می نمود.همچنان در یک شگرد دیگر قشراناث تشویق شدندتا با برداشت حجاب سنتی خویش درکنارمردان درکورسهای سواد آموزی شرکت جویند.

راه اندازی این رفورم ها دردهات افغانستان بگونۀ دیگری تعبیرشده واین فرایند بارنگ مخاطره آمیزدربرابرتضعیف نقش ملاها وسنت های مرسومی اجتماعی,تفسیر گردید.چنانچه درین جا برحسب برداشتهای ملا ازاسلام با توجه به برنامه های رژیم,گویا این" کمونستها !" هستند که با زدایش" فقر"وایجاد "مساوات" میان غنی وفقیر,جامعه سنتی کشور را متحول ساخته و"قانون خدا وند"! رامتغییرمیسازند.چنانچه با برداشت ازاین رفورم ها وبرای جلوگیری از دکتورین این برنامه,گروه های مجاهدین که ازطرف غربی ها به لقب "سر با زان خدا! " مفتخرگردیدند، تشکیل ودربرابررژیم صف آرائی نموده وبا آتش کشیدن مکاتب ودانشگاه ها جهادخویش راآغازنهادند .

 بدون شک سطح شتاب وپریشهای سریع رفورمهای دولتی، بسترمناسب منا زعات اجتماعی را برای بهره برداری دشمنان افغانستان بیش ازپیش فراهم نموده وهمزمان با جلوه گاه اوضاع برآشفته سیاسی درکشور , اسباب نگرانی جدی برای مقامات شوروی نیزفراهم شد, که دراین زمینه جنرال ولادمیرکروچکوف معاون وقت" کی جی بی" می فرماید :لئیونید بریژنیف وبیروی سیاسی خواستند تابرای فرونشاندن این بحرانها، با سران رژیم افغانستان ملاقات نموده وبرای آنها خاطرنشان نمایند که درحالیکه اتحاد شوروی موفق نگردید تاجامعۀ سوسیالیستی را طی مدت زمان شصت سال اعمارنماید؛ شما چگونه میتوانید تا طی دوران "پنج" سال سوسیالیسم را درافغانستان اعمارنماییند  ؟ .

با ظهوراغتشاشهای سراسری درکشور،دربرخی ازکشورهای اسلامی ودرآنسوی سرحد درکشورشاهی ایران که ازالقاب ژاندارم منطقه برخورداربود,دریک برنامه ریزی منظم,موج عظیمی ازاسلام گرایان به تحریک روحانیون وملاهای ایرانی درمخالفت باتحولات افغانستان برانگیخته شده وبا گردهم آئی های هیجان انگیز،کارپیوستن برای "جهاد!" افغانستان را آغازنهادند واین پروسه دربرخی ازکشورهای دیگرنیزبراه افتید.

خون افغان برای نفت آمریکا

همزمان باایجاد کوره زارهای نبرد درداخل افغانستان , بریژنسکی مشاورقصرسفید, حضوردولت" چپ" درافغانستان را خطرجدی برای منا فع آمریکا درمنطقه قلمداد نمود وقبلا ازینکه خلاف عرف معمول تبلیغاتی بلند گویان دروغین" خطر"اسلام ،بگوید که "اسلام " در خطراست , ضمن مشورت برای" کارتر" رئیس جمهورامریکا گفت که "نفت" در خطراست. وی برای کارتراظهارنگرانی نمود که ممکن ماسکو با استفاده ازموقعیت افغانستان بسوی جنوب حرکت نموده ونفت خلیج راتصرف نماید.

دریک تحول دیگر,وقوع حوادث وتحولات سیا سی درایران وسقوط شاه ایران به مثابۀ همپیمان استراتیژیک آمریکا درمنطقه, عزم ایالات متحده آمریکا را بیش ازبیش برای مداخله درامورافغانستان وُپرساختن خلائ رژیم شاهی ایران، استوارترساخت چنانچه برحسب محتوای این نوارمستند ,ایالات متحده آمریکا ماه ها قبل ازاعزام نیروهای شوروی درافغانستان , مداخلات خویش را از طریق پاکستان , درافغانستان آغازنهاده ودرماه جولای سال 1979یعنی"شش ماه" قبل ازاعزام ارتش شوروی درافغانستان ,کمک های مخفی خویش را برای جنگجویان افغانی از طریق پاکستان آغازنهاده ودسته های مجاهدین ( سر بازان خدا! ) تحت نظردولت وسا زمان جهنمی (آی اس آی ) پاکستان درکمپ های مربوط , با مساعی زمینداران بزرگ وملاهای ساخت پاکستان ,تشکیل و دسته بندی گردیدند تا بخاطرنفت ایالات متحده آمریکا خونهای خویش راهدیه فرمایند.

 

سرآغازدعوت ارتش شوروی درافغانستان

همزمان با تشدیدبحران عظیم سیا سی- نظامی وتزئید فعالیت های تهاجمی ،مجاهدین که با دریافت کمک های تسلیحاتی ایالات متحده آمریکا میدانهای نبرد را بیش ازپیش مشتعل نموده بود  , دولت, با سیل خروشان فرارافسران وسربازان ازقطعات نظامی و میدانهای نبرد مواجه گردید .این جریان مهارناپذیر, دولت را وا داشت تا ازاتحاد شوروی کمک نظامی دریافت نماید . رشد روزافزون سطح عمیق بحران افغانستان رهبراتحاد شوروی راملزم میساخت تا پیرامون اوضاع پیشامده به بحث بپردازد. همپا با سقوط شهرهرات وقتل عام مشا ورین شوروی وفامیل های مربوط شان , طرح دعوت نیروهای شوروی درکشور درارکان عا لی دولت افغا نستان درعهد شاد روان نورمحمد تره کی  شکل گرفت ودرین راستا بطورمشخص ازمقامات ما سکو تقاضا بعمل آمد تابا ایجاد"قرارگاه" های نظامی,  به افغانستان نیروی نظامی بفرستند. اما بنا برقول" وسیلی سفرونچوک "مقام بلندپایه وزارت خارجه اتحاد شوروی  , درکرملین ,رهبراتحاد شوروی پیوسته بحران افغا نستان را در بیروی یسیا سی مورد بررسی قرارمیداد , جا نب افغانی که دیگرقادر نبود تا خود، با این بحران مقابله نماید بارها وبطورپیهم تقاضای مداخله نظامی اتحاد شوروی را پیش می کشیدند وما کرا رأ با آن مخالفت میورزیدیم ؛

نقش امین وحوادث خونین

-         (ویدیوکلیپ -2*)

شادروان نورمحمدتره کی, ظاهرأ برای حفیظ الله امین ارادت واخلاص عمیقی را به نمایش می گذاشت ,امین فرد پراقتدار ونیرومند رژیم بود وتلاش داشت تا به رفورم های جدال برانگیزخویش ادامه دهد.وی کمپاین عظیم ترور وکشتار را براه انداخته بود ومخالفین سیاسی خویش را دستگیرنموده وبه قتل می رسانید, وبنا برگفته"                       Wasily" Safronchuk"ما موراسبق بلند پایه وزارت خارجه اتحاد شوروی ,"امین ", در برابرمشاورت ها ونگرانیهای سران کرملین مبنی براهترازازتداوم پالیسیهای خونین اش اظهارمینمودکه : آیا استالین, سوسیالیسم را با دستکش های سفید بنا نهاد ؟

به منظورقطع صلاحیت ها ودسترسی های بیش ازحدامین درهرم ساختارقدرت,لاجرم آقای نورمحمد تره کی عازم ماسکو گردیدتا با رهبران کرملین وشخص لیئونید بریژنیف چگونگی برکناری امین را مورد بحث قراردهد.آقای تره کی انتظارداشت تا باقطع کمپاین تروریستی که ازجا نب امین براه افتیده بود , خواهد توانست تاهمکاری ماسکو را در را ستای مهارساختن بحران افغا نستان جلب نماید. اما این پلان بوسیلۀمارهای میان آستین افشا ساخته شد وبا مجرد رسیدن آقای تره کی درکابل , وی ازسوی حفیظ الله امین دستگیر وبه شکل مظلومانه وفجیعانه اعدام گردید.

حفیظ الله امین با توجه به تبعات اعمال خویش درقبال قتل شادروان نورمحمد تره کی متصوربود که با واکنش کرملین مواجه خواهد شد، وبنا برآن در یک ژست دوگانه، پروسۀ نزدیکی خویش با غرب را اغازنهاد. دستگاه "کی جی بی " تصورنمود که ممکن است حفیظ الله امین جاسوس " سیا "باشد. بر قول جنرال "ورینیکوف" قو ماندان نیروهای شوروی در افغانستان ، وابستگی "امین" با" سیا " به نگرانی عمیقی برای شخص اندروپوف رئیس " کی جی بی "مبدل شده بود. اندروپوف معتقد بود که هرگاه ما ,وجایب خویش را درقبال درخواست حفیظ الله امین جهت( اعزام نیروهای شوروی به افغا نستان) انجام ندهیم , امین مدعی خواهد شد که گو یا اتحادشوروی ازانجام تقا ضای وی اجتناب نموده وبدینوسیله این پندارباعث خواهد شد تا حفیظ الله امین بسوی آمریکا روآورده ودرنتیجه آمریکا نیروهای خویش را به افغانستان داخل خواهدکرد .

با درنظرداشت عوامل وانگیزه های متذکره , وباتوجه به پسمنظرتحولات کشورهای"هنگری" و"چک وسلواکیا" که با مداخله اتحادشوروی , تعویض رژیم ها درآنجا بطرزآرامی شکل گرفت بنا برآن برحکم تجارب پیشین, رهبران اتحادشوروی برای اعزام نیرودرافغانستان وبرکناری حفیظالله امین مصمم شدند.

در یک رویکرد دیگر,دراوج مسابقات تسلیحاتی دراروپا ,در واکنش به, جا بحایی های راکت های قاره پیمای شوروی , نا تو به تاریخ دوازدهم دسامبر" 1979" اعلام نمود که به استقرارصدها فروند راکت های کروزدراروپای غربی مبادرت خواهد ورزید.درچنین اقلیم پرتشنج جهانی ,وبا دید گاه مخاطره آمیزچشم انداز بین المللی دخالت در خصوص سرنوشت افغانستان, شام آنروز , جلسه عاجل بیروی سیاسی دایر واوضاع پیش آمده واعزام نیروهای شوروی را مورد بحث قرارداده ودرآنجا موضوع تامین امنیت سرحدات جنوبی اتحاد شوروی وترس ازظهورعناصر"فندمنتالیست" در مرزهای جنوبی و سرازیرشدن فند منتا لیست های ایران ودیگرکشورها درداخل افغانستان مورد نگرانی جدی واقع گردید.همچنان برقول "کارین بروتنتندس "معاون شعبه روا بط بین المللی حزب کمونست اتحادشوروی، درآنجا گفته شد که: مداخله اتحاد شوروی با توجه به سرگذشت تاریخی  , وضعیت جغرا فیوی وطبع آزاد منشانه مردمان افغانستان , برای نظامیان اتحاد شوروی دشوارخواهد بود. بنا برقول " کرو چکوف" معاون سا بق " کی جی بی " سرانجام این نظریه انکشاف کرد که : درصورت که ما درافغانستان نرویم کدام کشوردیگری به آنجا خواهد رفت واین وضع امنیت جنوبی سرحدات کشورشوراها وکُل منطقه را برهم خواهد زد.

اهداف واقعی پیرامون اعزام نیرودرافغا نستان که درگفتمان ومصاحبه های اراکین بلند پا یه ومعتبروقت دولت وحزب کمونست اتحاد شوروی دراین ویدیوها متبارزاست, نه رسیدن به " آب های گرم " ونه تصرف حوزه "نفت خلیج" برای ارتش شوروی متبارزاست ,بلکه کلُ نگرانی آنها درآنزمان, برهم خوردن امنیت مرزهای جنوبی ونفوذ وخطرفندمنتالیست ها واحتمالاکشانیدن پای آمریکایی ها دروضع پرتشنج جنگ سرد درافغانستان رابیان میدارد.

هکذا به تاریخ 25 دسمبر1979 بیروی سیا سی کمیتۀ مرکزی درمورد اعزام نیروهای شوروی درافغانستان تصمیم قاطع اتخاذ نموده وده ها هزارنیروی نظامی با تانک وقطارموتورریزه زرهی حرکت خود را بسوی مرزافغانستان آغازکردند. ماسکوامید وار بود تا این ماموریت را طی هفته ها اکمال نماید.قابل یاددهانیست که بخشی قا بل ملاحظه این نیروها ازطریق هوا به افغانستان وبویژه میدان های هوای بین المللی کابل"خواجه رواش "وبگرام مستقرگردیده وبا توجه به تاریخچۀ حفیظ الله امین , کماندوهای مخصوص "کی جی بی" که بدستورحفیظ الله امین ماحول قصر"تاجبیک " جابجا شده بودند وحفیظ الله امین را درحالیکه تلاش مینمود تاخود رامخفی نماید ازپا درآوردند.

تصویریکه  درخصوص دعوت ارتش شوروی وشیوه عملکرد برق آسای کماندوهای روسی برای امحای حفیظ الله امین وسقوط نظام وی، پدیدارمیگردد, باید خاطر نشان ساخت که دراین مورد تاکنون تفسیرهای معتبری از جمله آمادگی کامل دولت برای مشایعت این ارتش وابلاغیۀ هوشیارباش دولت درحین تردد قطعات, برای ملزم ساختن شهریان کابل جهت کشا نیدن پرده های سیاه برروی پنجره های منا زل شان ، بیان شده است که تذکارآن دراین نوشتارگنجایش نداشته وتصاویرمستند،همه رویدادها را بدرستی بیان میدارد.

ظهورآمریکا درکسوت جهاد

سران کاخ سفید که درآرزوی چنین روزی لحظه شماری مینمودند , روئیاهای شان جهت به تله کشیدن رقیب سیا سی شان به واقعیت مبدل شده وجریان" دعوت " نیروهای شوروی را به یکی ازداغ ترین مسایل جدال برانگیزبین المللی مبدل نموده ودریک واکنش فوری, بازیهای "المپیک" ماسکو را تحریم وبرحجم ارسال جنگ افزارهای نظامی برای پیکارجو یان مسلح در داخل پاکستان وافغانستان که پروسۀ ارسال آن بطورمخفیانه قبل ازاعزام نیروهای شوروی درماه جولای همان سال آغازشده بود , بیش ازپیش مبادرت ورزیدند .

موازی باانکشافات اخیرپیرامون حوادث افغانستان ,ایالات متحده آمریکا ،بر نامه های استرا تیژیک خویش را درلایی بیرق اسلام پیچانیده وشانه به شانه باهوا داران اسلام گرای خویش کاروان جهاد رابه چرخش آورد.معهذا" بریژنسکی" مشاورامنیت کاخ سفیدعازم پاکستان شده ودرکنارنظامیان خون آشام پاکستان ,بافراخواندن مخالفین دولت افغانستان (سر با زان خدا!) در یک گردهمآئی ویژه دریک نطق تحریک آمیزمذهبی گونه , نزدیک مرزافغا نستان واقع کوتل" خیبر" مخالفین دولت افغانستان را درراه تداوم "جهاد!" که درحقیقت انگیزه های واقعی آن ازتسلط بر" نفت "خلیج ریشه گرفته بودتشویق وترغیب نموده ودرهمانجاطو ریکه درتصویرفوق دیده میشود،افغانستان رابه معیت افسر(آی اس آی )به گلوله بست.

بریژنسکی ضمن تعهدات همکاری های نظامی وتسلیحاتی آمریکا برای مجاهدین، اعتراف نمود که ایالات متحده آمریکا , سلاح ها ومهمات ساخت شوروی را ازکشورهای چین , مصر, چک وسلواکیا  , تهیه وآنرادرخدمت مجاهدین قرارمیداد. 

جهاد وکوکب بخت پاکستان

بهانۀ جهاد درافغانستان وتاسیس" بانک خون "افغان درپاکستان,وایجاد پایگاه های تروریستی وتجاوزکارانه که برشانه های مردم افغانستان وآرزوی به آتش کشیدن وبلاخره استعمارسرزمین افغان بنایافته بود , این فرصت را برای پاکستان ایجاد نمود تا باایجاد چشمه زارهای بزرگ مالی که ازمنا بع باد آوردهء غرب وجهان عرب بنام جهاد افغانستان تدارک تهیه وتمویل میگردید ,پاکستان را به کشورنیرومند وشگوفامبدل نماید .

در تداوم برنامه ریزی خرابکارانه علیه جمهوری دموکراتیک افغانستان, بریژنسکی مشاورامنیت قصرسفید با جنرال ضیا حاکم خونخورونظامی پاکستان این مرکزشرارت وکانون شیطنت ملاقات نمود . پاکستان که پیوسته منافع" کلیدی" خویش را درافغانستان جستجومینمود آغوش خویش را دربرابرخواست های روزافزون ایالات متحده آمریکا، برای ایجاد پروژه های خونین بیش ازپیش بازنمود وکنگرهء ایالات متحده آمریکاکه تا آن زمان کمک های نظامی خویش را بخاطرتاریخچۀ بد پاکستان , جهت تلاشهای آنکشوربرای ساختن بمب اتم , نقض حقوق بشر ,وجریان قاچاق مواد مخدرقطع نموده بود بخاطر مساعی مشترک پاکستان در راه تحقق اهداف استراتیژیک امریکا درافغانستان , آنرا دوباره اغاز وبرای چرخانیدن ماشین جنگی پاکستان به دوران انداخت.

نبرد ارتش"َ سُرخ"شوروی با ارتش" سبز"آمریکا

- (ویدیوکلیپ -3*)  

قبل ازپیوستن سربازان شوروی درنبردگاههای کشور, برای آنها گفته شده بود که ایشان درافغانستان، در برابرآمریکایی ها این پیکار راانجام میدهند .باآنکه درآغازعدم حضورآمریکایی ها درصحنۀ جنگ برای سربازان شوروی سوال برانگیزبود اما بعدأ جریانات حقیقی پشت پرده واضح ساخت که آمریکا با تجهیزوتمویل ما دی ومعنوی برای منافع راهبردی خود توانست تابا تشکیل گروه های تروریستی و بسیج هزاران تروریست ازسراسرجهان،وداخل کشور،لشکررزمی "سبز " رابا ترکیب اعجاب انگیزدرافغانستان ایجاد نماید .

پیوست با اشتعال شدید جنگ سرد ,آمریکایها که پالیسی خارجی جیمی کارتررئیس جمهورآمریکا را ضعیف ارزیا بی مینمودند,  درانتخابات سال 1980، رو نالد ریگن را به حیث ریس جمهورآمریکا برگزیدند.ریگن درمراسم  "سو گند" متعهد شد که" استوره"های نظامی آمریکا را احیا خواهدکرد. وی احیای این استوره رابا ریزش خون افغا نها  درصحراهای افغانستان ومشارکت ده هاهزا رگانگستردیوانه،تروریست و"او باش " عرب ،پاکستانی ،ایرانی... وتشدید جریان جنگ سرد ورویاروی با رقیب پیشین اش اتحادشوروی درجبهات نبرد افغانستان میدید, ازینروبلاوقفه ودرشروع ماموریت خویش به حجم کمک های نظامی برای" مجاهدین! "افغانستان افزوده وانبارسلاح های پیشرفته بشمول راکت های "استنگر"ومهمات جنگی را ازطریق پاکستان برای مجاهدین سرازیرنمود.

مجاهدین دسته های متعدد جنگی را که درخط قومی وقبیلوی منقسم شده بود ایجاد وهرازگاهی ضمن نبرد با سربا زان شوروی,به نبردهای خونین میان تنظیمی نیزپرداخته ونقش خویش را درترکیب احصا ئیۀ اغراق آمیزو توهم انگیز"دومیلیون شهید" افغانستان برجسته ساختند.

درجریان نبرد،مجاهدین، با تصرف وسایط نظامی مبنی برخصوصیات ویژهء خویش با روحیه چپاولگرانه آنرا ازکارانداخته واسباب وپرزه های آنراچپاول مینودند.

در بهبوهۀ اوضاع پرتشنج افغانستان وسرا زیرشدن سیل یی ازکمک های غرب ودول مرتجع عرب ازطریق پاکستان برای مجاهدین , دولت پاکستان ابتکارتوزیع این جنگ افزارهار را برای مجاهدین دردست گرفت وتلاش نمود تا به آرزوی تأسیس رژیم "بنیا دگرا"درافغانستان عناصر"اکسترمیست"  وعمال خود چون گلبدین حکمتیاررا برای دسترسی کامل به سرنوشت کشور، به دایره اقتداربکشاند، بنا برآن، قسمت اعظم این کمک های باد آورده رادرختیارحکمتیارقرارمیداد. چنانچه Elikkarkowskiمدیردپارتمنت دفاعی قصرسفید درین خصوص میگوید :پاکستان به گروپهای درداخل افغانستان نیازداشت تا بتواند درآن اعمال نفوذ نماید،بدینوسیله قسمت اعظم کمکهای پاکستان برای گلبدین اختصاص یافت تابرای گروپهای دیگر؛

میتوان اظهارداشت که پیوند وهمبستگی احزاب ودولت های جمهوری دموکراتیک افغانستان واتحادشوروی براساس منا سبات ایدئولوژیک درچهار چوب اینترناسیونالیزم استواربود،اما شگفت انگیزاست تا بدانیم که کدام رشته ها ارتباط "آهنین "را،میان اردوگاه جهاد ودولت آمریکا پیوند داده بود؟

درروند تحولات سیا سی درکشورودرپایان فصل جنگ سرد،ارتش"سبز"نیزمتحول گردید وبه دو شاخۀ نسبتا متجانس منقسیم گردیدند،البته یکی آن بنام ارتش " سیاه"با ترکیب حزب اسلامی وگروه طالبان که به ابتکارآمریکا ایجاد شد واکنون هردوبه ارتش "ملیشه" پاکستان مبدل شده وظاهرأ با ارتش"سیا"درگیراست ،ودیگری بنام ارتش" رنگه"تحت شعاع سیاست امریکا ودرحمایت ازآن ، درتشکیل حاکمیت کرزی وبیرون ازآن فعالیت مینمایند.البته به نظراین قلم اکنون جئزرگه های هیولای تروریستی با زماندگان عرب، چیزی بنام "ارتش سبز" با تفکرات پیشین دیگردرافغانستان وجود نداردوهمگان با "تجاوز"امریکا درافغانستان به نوعی با بستن فصل (جهاد!) درافغانستان درچهارچوب سیاستهای بزرگ,قالب بندی گردیده اند.

ددلچسپ است که دیروزآنا نیکه درسنگرهای نبرد برای ویرانی وبربادی افغانستان ،درمقا بل اردوی جمهوری دموکراتیک افغانستان وارتش سرخ می رزمیدند ، لقب "سر با زان خدا" را ازآن خود نموده بودند وامروزهمۀ آنها در نبردعلیه ارتش غرب وآمریکا ازالقاب "تروریست" بر خوردارمیباشند.

 

فقید ببرک کارمل وتحولات"ششم جدی"

مرحوم ببرک کارمل که دراینجا(در ویدیوی شماره2 ) ازوی به حیث "رهبرمدبر " واداره گرخوب نام گرفته میشود، دراوایل پیروزی قیام ثورومخالفت شدید با اقدامات شتابنده رژیم وقت وبا بروزاختلافات درکادررهبری حزب، ازافغانستان تبعید ساخته شد. وی درآستانۀ اعزام نیروهای شوروی درافغانستان , دوران تبعید را درکشورچک وسلواکیا سپری مینمود , پس ازسقوط وقتل حفیظ الله امین همراه با برخی رهبران حزب از جمله شهید داکترنجیب الله وبخش رهبری هوا داران مرحوم نورمحمد تره کی ازجمله آقایون اسدالله سروری،سید محمد گلابزوی،محمد اسلم وطنجار،وشیرجان مزدوریار، به کشوربرگشت وبطورناخواسته خود رادربرابریک عمل انجام شده یافت .با توجه به وضع نهایت بحرانزای آنوقت و با تو جه به تجارب و پیشینه های کا ری ومبارزات مردمی وسطح تا ثیرگذاری دربحران زدای کشور,  وی با درنظرداشت اهمیت عنصرزمان درمیان شعله های آتش وبرای مهارساختن آن, دراوج تجاوزات ومداخلات مستمرغرب وپاکستان درکشور، جهت ادای رسالت دربرابرمردم ,درفقدان هرگونه الترنتیف دیگر،مسئولیت رهبری حزب ودولت رابدوش گرفت. ماموریت جدید فقید کارمل درحقیقت انسداد یک جو یبارخون بود که ازسوی امین براه افتیده بود , وی با ایجاد پالیسی های مسالمت آمیزملی ومردمی نظام , سعی نمودتا روح انساندوستانۀ رژیم را به نمایش گذاشته وزخم های هموطنا ن ستمدیده مان را مرهم گذارد.در نخستین اقدام وی،هزاران زندانی به شمول رهبران مجاهدین که برای مرگ خویش لحظه شماری مینمودند از زندانها رها گردیدند.

در تاریخ معاصرافغانستان درعصرفقید ببرک کارمل بود که درسیمای رژیم ,چهره واقعی "ملت " تبارز یافت .بساط وساختارقدرت وی  یک کانون کامل وعا دلانهء مشارکتی برای تمامی اقوام ملیت ها قبایل ومذاهب افغا نستان بود .اتحاد وهمبستگی ملی درارکان جامعه ودولت از حد اعلای درخشش ملی واجتماعی رخشندگی خاص داشت وشمۀ ازتبعیض وتمایزملی ومذهبی بصورت کُل در آن رژیم وجود نداشت.او با بسترسازی تربیت هزاران کادرتحصیل یافته وتخصصی درشوروی سابق وکشورهای اروپای شرقی  , به معنای واقعی, نظام شا یسته سالار رادرافغانستان بنانهاد .در نظام وی که متکی برنظم وقانون بود, در همه قدمه های آن حس احساس مسئولیت در برابرانسان وطن , تقوا وپرهیزگاری موج می زد. وی باهوشیاری سیاسی خود با توجه به موقعیت شکننده بین المللی افغانستان، از کمک های اتحادشوروی استفاده اعظمی نموده  وازآن در زیرساخت های اقتصادی –اجتماعی وبنیاد یک ارتش مجهزمنطقوی،منظم مجرب وکارآزموده که جوهررزمی ووطنپرستی خود را درجریان "گو شمالی "تجاوزپاکستان درجنگ حماسه ساز"جلال اباد" به نمایش کشید به آزمون گذاشت .

وی وحدت ازهم گسیختۀ حزب را با تمام شکیبای احیا، وحزب رزمنده پرتحرک , منظبط وخدمتگذار رادرجامعه تقدیم نمود .دربُعد حیات مادی ، جزء میراث پربهای معنوی, اززنده یادببرک کارمل به حیث رییس جمهورکشور , هیچ چیزی بنام جیفه مادی دردنیای ما باقی گذاشته نشده واین خود دال برعالیترین نگرش مردم دوستی ووطنپرستی رهبرفقیرمشرب وفقید حزب دموکراتیک خلق افغانستان است.زنده یاد ببرک با حفظ تعهدات ملی، ازامضای هرگونه معاملات وقرارداد های اسارتبارضدملی درعهد حاکمیت خویش اجتناب نموده وکلید حفظ تمامیت ارضی ،استقلال وحاکمیت ملی را با کُل امانت داری برای جانشین خویش شهید داکترنجیب الله ،واگذارگردید. فقید ببرک کا رمل که در وا پسین لحظات حاکمیت اش، ازجانب مشاورین شوروی بنام " انتی سویتست "یعنی ضِد شوروی یاد میشد،به حیث آگاهترین رهبرواصلی ترین ستون مقاومت در برابردسا یس غرب وپاکستان وبه حیث مانع عمده در برابرمقاصد تجاوزکارانه وغا رتگرانۀ آنان دریک توطئه سا زمان یا فته درچهارچوب یک ائتلاف سِری که بنام " ائتلاف دو ستانه"( Friendly coalition ) به مشارکت قصرسفید , اسلام آباد وماسکوعصرگرباچف , ایجاد شده بود,سبکدوش ساخته شد(ویدیوکلیپ شماره4*). گفتنیست که لاجرم همین" ائتلاف" شیطانی سرنگونی حاکمیت شهید داکترنجیب الله وشها دت مظلومانۀ او رانیزمدیریت نمود که باتفصیل درنبشتۀ قبلی ام ،تحت عنوان ( رازهای ناگفتۀ توطئۀ سقوط نظام دموکراتیک ودرسهای زهرآلود تاریخ درافغانستان)(*4) به تفصیل وبطورمستندبرحکم تصویربیان شده است .

فقید ببرک کارمل درآستانۀ برکناری اش از مسند قدرت، چنان آماج خشم وکینۀاین ائتلاف قرارگرفت که هرگاه مقاومت جسورانه ودلاورانۀ شهریان شجاع شهرکابل،رزمندگان حزب وتظاهرات نیرومند واعتراضات شدیدسازمانها، مؤسسات اداری ،کارگری ،تعلیمی وتحصیلی ده روزۀ شهریان کابل راه اندازی نمی گردید ممکن سرنوشت مرگباری رادرپی میداشت؛

طرح خروج ارتش سُرخ ازافغانستان

محتویات نوارهای مستند برحقایق جریان طرح خروج ارتش شوروی ازافغانستان روشنی عمیقی بخشیده وبرخلاف هذیان گوی های یا وه سرایان متعصب ونابینایان مسخ شده سیاسی, بیان میدارد که :برای بارنخست طرح خروج نیروهای شوروی ازافغانستان در زمان حاکمیت فقید ببرک کارمل آغازشد .مرحوم کارمل درست پس ازاحرازمسئولیت حزبی ودولتی سعی نمود تا درچهارچوب یک میکانیزم بااعتبار وتضمین معتبربین المللی برای عدم مداخله درامورافغانستان ،طرح مرحله یی خروج سربا زان ارتش سرخ ازافغانستان را به کرسی نشاند.چنانچه بطورمستند دراین ویدیومی بینیم که بنا برابتکارجانب دولت افغانستان واتحادشوروی تحت سرپرستی ملل متحد , مذاکرات سیاسی حول خروج نیروهای ارتش شوروی ازافغانستان آغازشد, وجانب جمهوری دموکراتیک افغانستان به تاریخ 4 می "1980"ایعنی حدودچهارماه بعد ازورود ارتش شوروی درکشور،اعلامیۀ رسمی راکه حاوی قطع مداخلات از خارج وخروج نیروهای شوروی ازافغانستان بود به نشررسانید .هکذاکورت والدهایم سرمنشی سازمان ملل متحد , جناب خاویرپریزدوکویارمعاون سرمنشی ملل متحد رامامورساخت تاگفتمان مربوط را باجوانب زیربط آغازنماید ،وی دوباردرآغاز "1981"ودرماه اگست همان سال درکابل , اسلام آباد وتهران سفرنمود وحین سفرخویش درکابل، تلاش نمود تاضمن ملاقات با فقید ببرک کارمل , به آرزوی قطع مداخلات خارجی, برگشت ارتش شوروی ازافغانستان را که به ابتکارجانب افغانستان راه اندازی شده بود،موردبحث قراردهد.

در راستای تحرکات ،جانب دولت افغانستان برای حصول توافق بین المللی برای عدم مداخله وبرگشت ارتش سرخ به کشورشان , بعد ازدرگذشت لئیونید بریژنیف رهبراتحاد شوروری درنوامبر 1982, اندروپوف رهبرجدید حزب کمونست اتحاد شوروی درحاشیۀ مراسم تودیعی رهبرپیشین حزب ,پیرامون ابتکارجانب افغانستان , با وزیرخا رجۀ پاکستان ملاقات نموده وآمادگی ماسکو را برای پذیرش طرح ملل متحد و خروج سر بازان شوروی از افغانستان مطرح نمود.اما سوگوارانه جانب آمریکا وپاکستان مبنی برمقاصد استراتیژیک وانتقام جویانه خویش با این طرح گویا به حیث یک " نمایش سیا سی " نگاه کرده وبه آن مخالفت نمود.چنا نچه" Cogan Charles"مدیرسابق و بلندپا یه" سیا "میگوید: ما هرگز "آمادگی شوروی"  را در این خصوص مورد برسی قرارندادیم وبه آن اعتماد ننمودیم , در مقا بل ما ،جانب پاکستان را تحت فشار قرارداده تاپیوسته برفشارهای خویش برجانب افغانستان ادامه دهد.

آری! این فشارها ادامه یافت لاجرم نیروهای اتحادشوروی تحت توافق نامۀیکجا نبه معامله گرانه ,تسلیم طالبانه وخاینانۀ گرباچف درعهدحاکمیت شهید داکترنجیب الله بدون هیچ پیش شرط تضمین کننده بین المللی، افغانستان راترک نمود,متعاقبأ مجموعه کمک های نظامی واقتصادی اتحادشوروی حتی صدورگندم ونفت در برابرپرداخت دالر به جانب افغانستان قطع گردید وکمک های سیل آسا ومداخلات گسترده غرب , دول مرتجع عرب ودولت خونتای پاکستان وایران برای اپوزیسیون دولت افغانستان ادامه یافت , که البته دراین مورد در نوشتارقبلی ام تحت عنوان( رازهای نا گفتۀ توطئه سقوط نظام دموکراتیک ودرس های زهرآلود تاریخ  )(4 *)بطورمفصل ومستند تشریهات لازم ارائیه شده است؛

استنتاج دریک نگاه

با مداخلات تجاوزکارانه ومساعدتهای مالی وتسلیحاتی بیش از"یک صد"کشورجهان علیه جمهوری دموکراتیک افغا نستان ودرفرجام سقوط آن ، تابش امیدهای ترقیخواهانه وعدالت جویانه درکشورغروب نمود  .مداخلات غرب ؛پاکستان ,ایران وارتجاع عرب ،کماکان ادامه یافت تا اینکه افغانستان را به تلی ازخاک مبدل ساخته وآنرا به بسترمطمئن اهداف شوم خویش ولانۀ مطمئن تروریسم و"پایتخت "تولید وقاچاق مواد مخدردرجهان مبدل نموده ونظام ارتجاعی طرازقرون وسطائی وامارت طالبانی ونظام " فساد سالار " را باقبای فریبندۀ دموکراتیک درافغانستان تحمیل نموده ,ودر فقدان اراده توانای ملی،امروزطرح تاسیس پایگاه های طولانی مدت آمریکا برای اهداف راهبردی وماموریت منطقوی آن دردستور روزقرارداده شده است.

کلی ترین نتایجی که ازاین سناریوی آمیخته با اشک وخون , ترسیم میگردد , در یک کلام مختصرعبارت است ازتباهی مردم ,ویرانی کشورو گشا یش سیاه ترین صفحه تاریخ بعد از سقوط نظام دموکراتیک درکشور,ظهورتروریسم , بنیادگرائی ومواد مخدردرافغانستان , اعطلاء وشگوفای پاکستان وتبدیل آن به کشوراتومی درمنطقه، تحقق برنامه های استراتیژیک آمریکا وکشانیدن پای" پنجاه کشور" خارجی درکشور ,وتصویرآیندهء نهایت دردناک وفا جعه باردرکشاکش رقابت های قدرتهای منطقوی وجهانی وتاسیس یک رشته قصرهای طلایی وذخایرثروتهای عظیم بوسیله رهبران ارشدوتا جران بلند پایه جهاد در افغا نستان؛

ذکراین نکته نیزدرخوراهمیت است که نظام دموکراتیک درافغانستان بویژه در دوران "دفاع مستقلانه" درمیدان رزم و پیکار،قدرت و پایداری خود راآشکارا به نمایش گذاشت ، اما باتکرارچرخ تاریخ درکشور , این نظام درمیدان سیا ست وبازیهای دراماتیک وشیطنت آمیزابرقدرتهای جهان ونیروهای طاغوتی منطقوی وعمال داخلی آنها فروپاشید .همانقدرکه مجاهدین، غربی ها رامدیون احسان خویش درنبرد" جنگ سرد"و"فا تح!" دیواربرلین میپندارند، با ید بیاد داشته باشند که برعکس غربیها، تسلط مجاهدین بردایره قدرت درکشوررا،مدیون تجاوزات سخاوتمندانه خود تلقی نموده وآشکا را بیان میدارند که: "خون"از افغان ها ،اهداف از ما!

اما نگرش واقعی دال براین حقیقت است که نه اتحاد شوروی وجمهوری دموکرا تیک افغانستان بازنده این نبرد بود،  ونه غرب ،پاکستان وهواداران شان مجاهدین، پیروزمندآن ،بلکه هنرگشایش این راز، در خیانت گرباچف رهبرپیشین اتحادشوروی وتغیرسیاست تسلیم طلبانۀ او به نفع غرب وشرکاء نهفته است . بنا برقول جا نتان استیل نویسنده مشهور بریتا نیا که درروزنامه گا ردین ،تحت عنوان (ده استوره در باره افغا نستان )، در سال 1988میلادی ارقام یافته است ، ادعای مجاهدین برای شکست شوروی درافغانستان وحتی گزافه گویی های فروپاشی آن نطام ،"پُف "بزرگی را بیان مینماید.

 سوگوارانه که درمیدان بازی کشور،ویا دراین "مسلخگاه" دردورفینال مسابقات " افغان کُشی"کسانیکه با کاربرد ضربات اخیرپنالتی" کپ قهرمانی" را از آن خود ساخت غرب وپاکستان وبا زنده اصلی آن ملت افغان بود.

اخیرأ دریک انکشاف غیرمترقبۀ دیگردرحالیکه این نوشتارراتحت نگارش داشتم "جوبایدن" معاون

رئیس جمهورآمریکا، پس از نبرد ده ساله با طالبان، اظهارداشت که طالبان " دشمن " آمریکا نمی باشند.یعنی که طی این نبردی که تاکنون ده هاهزارقربانی وویرانی را بجا گذا شته است ایالات متحده آمریکا با " دوستان " خویش سرگرم بازی بوده اند!

برای اثبات ادعای معاون رئیس جمهور،اینک لازم میدانم تا فوتوی یادگاری سربازان آمریکایی با طا لبان راکه تاکنون درهیچ یکی ازرسانه های جهان بنشرنرسیده است واز ولایت ارزگان افغانستان بدست آمده است  ،آنرا بنشررسانیده وقضاوت خوانندگان گرامی را درخصوص این "جنگهای زرگری" وبازی به سرنوشت ملت بلاکشیدۀ افغان جلب نمایم:  

 درتداوم این سناریوی دردناک وفلج کننده اکنون ملت افغانستان به مثابۀ" نا خون افگار" در میان" گُرگان شکاری" به گروگان کشانیده شده وبطورمصنوعی چنان فضای اجباری ایجاد شده است تابا شداین ملت رنجدیده تحت سایه های"تیوری ترس" به هرگونه مقدرات فاجعه بارگردن نهند؛ اما یک سوال اساسی که تا کنون بی پاسخ گذاشته شده است عبارت ازاین است که همین (مجاهدین!) ،با نیایش دربرابرپروردگارعالم ،برای امحای نظام هم اندیشان وهمسنگران پیشین شان (طا لبان کرام) خواهان تجاوزآمریکا ،درافغانستان بودند,وباتهاجم آمریکادرکشور،درسنگرهای داغ ،با ارتش آمریکا دمسازگردیده و نمازهای شکرانه بجاآوردند،درحالیکه خروج ارتش آمریکا رادرین روزهاازافغانستان،" ما تم ملی"تلقی نموده ، چراتاکنون دود تنفراعزام نیروهای دعوت شدهء کشورهمسایه، اتحادشوروی را که آنهم عملا برای ماموریت مبارزه با دهشت افگنی وتروریسم درکشوردعوت گردیدندوبدون عقد هرگونه موافقتنامۀ استراتیژیک، کشوررا ترک نمودند ،ازدماغ بیرون میکشند؟

دردا!

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 19:49 |

افغانستان د پاکستان يوه نه بېلېدونکې برخه ده
دا د مردارې کارغان لا اوس هم هماغه د خپلو بادارانو خوبونه ويني چې د تزاريانو په وخت کې يې نېکانو د منځنۍ اسيا خوبونه ليدل، خو بالاخره مجبور شول او افغانستان يې د يو حايل دېوال په توګه د هند د لوی وچې د ساتنې په موخه پرېښووه. د دوی نطفه لا هاغه وخت د مور رحم ته نه وه تللې، خو افغانانو د حضرت عيسی (ع) له زېږېدو نه وړاندې له سکندر مقدوني نه سوټې ايستلې وې

تاند :
((افغانستان له تاريخي پلوه د پاکستان يوه نه بېلېدونکې برخه ده. نوموړی وايی چې له ۱۹۵۷ څخه چې لا شوروي اتحاد پر افغانستان يرغل نه وو کړی ISI په افغانستان کې فعاله وه.))
نوموړی ورپسې همداسې وړاندې ځي او وايی چې ((امريکايان دلته د خپل هدف لپاره راغلي وو، نو پاکستان هم بايد د افغانستان برخليک په خپل لاس کې واخلي.)) [زاهد حامد]

برتانيه او ناټو ته
يا تاسو کورې شئ او يا مو دا سپي در کورې کړئ چې له موږ پسې نه غپي. که تاسو يې نه شئ سمولای، نو بيا موږ ته وسله راکړئ چې موږ يې درته سم کړو. د احمدي نژاد په يوه خبره څومره په تاو شوئ او حال دا چې دوی اوس موږ ته ستاسو په شتون کې موږ ته په ښکاره ګواښنه کوي او د ځان يوه نه بېلېدونکې برخه مو بولي

حب الوطن من الايمان
وايی چې پخوا به کوم فقير يو کلي ته د سوال لپاره تللی وو، نو سپي ترې د کلي له اوربوي څخه مخکې تاو شول او نه يې پرېښووه چې کلي ته ورشي او سوال وکړي، نو هغه خپل کچکول کېښووه او خپله لکړه به يې سپو ته خوځوله چې ورته رانژدې نه شي او ويې نه خوري او هم به يې زمکې ته لاس ښکته کولو چې تېږه راپورته کړي او پر سپي يې وار کړي.
نو دا د ژمي وخت وو. يخني وه او طبعاً چې زمکه يخه شي، نو هر شی پکې سخت شي او ونښلي، نو هغه بېچاره به چې کومې تېږې يا کاڼي ته لاس واچولو، نو هغه به کلک په يخ کې نښتی وو. ځکه چې هلته به ځينې داړه ور سپيان رامخې ته شو او دا به يې وډار کړ او ژر به يې زمکې ته لاس کښته کړ، نو تېږه يې نه شوه رااخېستی چې سپي پرې وولي او له ځانه يې وشړي، نو د خپل عجز په وخت کې يې داسې وويل چې :
عجيبه کلی دی چې سپي يې راخوشې کړي او تېږي (کاڼي) يې په زمکه کې کلک (سخت) کړي دي، نو پر موږ نن هم هماغه کانه ده چې آی ايس آی يې راخوشې کړې او هم يې ورته پخپل کور له پښو او لاسو تړلي يو. ځکه چې زموږ اردو يې ونړوله او نن يې راته هاغسې نه شي جوړولی، لکه څنګه چې پاتې وه او دوی برباد کړه. د پنجاب غټ سري ميا خو په دې باندې د خپل حکومت په وخت کې په يوه مجلس کې پرې وياړ کړی وو چې ((ما د افغانستان سل کلنه اردو ړنګه کړه)).
زما اردو پنجابی نه شي دړې وړې کولای، خو زما اردو په حقيقت کې همدې نننيو بهرنيانو ړنګه کړه چې خپله راته په هېلمند کې پراته او دا نور يې راته لکه د مردارې ګيدړان له ځان سره رامخې ته کړي. پرون يې د کامنويلت په نوم همدغسې لښکر کشي پر ما کړې وه او نن يې راباندې په مډرنه بڼه د يو نړيوال ائتلاف په بڼه وکړه، خو دومره خبره چې نن به پکې ځينې غربي هېوادونه د ايساف په بڼه هم ورسره اضافه شوي دي.

زه حيران دې ټرن ته يم چې ستا نېکونو درې ځله دلته په دې خاوره کې ځان ازمايلي، خو ښاد نه شول. خو دومره خبره ده چې که دوی مو مات کړل، نو زموږ يې هم شا رګ راپرې کړ چې له برکته يې ته راته وزږېدې. ته بايد په دې پوه شې چې انګرېز هغسې اختيار تا ته نه درکوي، لکه څومره يې چې اسرائيلو ته ورکړی، بلکې دوی خو پخپله د هغوی پښې او لاسونه ښکلوي او ته خو بيا ټول د همدوی په دسترخوان رالوی شوی. همدا اوس چې پيسې درنه کړي، نو بغارې دې اسمان ته خېژي. داسې يو ملک چې ژوند او تقدير يې پر بل چا باندې متکي وي هغه به څنګه يو داسې سرشاری قوم چې تل يې نړيخوارو او مستکبرينو د عبرت درس ورکړی. داسې يو قوم چې تل يې د وينو قرباني ورکړې او تا دووس يې مال يعنې هغه بهرنۍ مرستې هم پټې کړې او په خپل لاس کې دې ونيولې چې په بله مانا غلا دې وکړه او اټوم دې جوړ کړ.
داسې يو بېناموسه ملک به څه کړې چې د توغنديو او مزايلو جوړول يې ښه راځي، خو په خپل تاريخ کې داسې څوک نه لري چې نوم پرې کښېږدي. مانا دا چې دې دله ګانو په تاريخ کې توره نه ده کړې. درې ځلې که جنګېدلی، نو هر ځل يې لنګ په غولو لړلی دی او دغه پاتې کشمير هم موږ پښتنو ورته راټينګ کړی، نو ځکه چې کله توغندي جوړ کړي، نو زموږ د نېکونو نومونه پرې ږدي او هغه خپل دښمن ته پورته پورته کوي.
دا پخپله د دې دلالت کوي چې که هر څو توغندي ولري، خو جنګ په زړه او په مېړانه کيږي او مېړانه به لنګ کې نه شته. هغه په پرتوګ کې شته. خو دا ته بايد په ياد ولرې چې درې ځله درنه هندوانو او سکهانو لنګ ايستلی، خو ما راټينګ کړی يې. او که دا ځل زه درنه لنګ وباسم، نو بيا به څوک نه وي چې دروايې غوندي او داسې درس به درکړم چې بيا د لنګ اغوستلو تاب درکې پيدا نه شي.

بناءً زه پر خپلو ګرانو هېوادوالو باندې غږ کوم چې دوی بايد د رقيبانو ناولو او خيرنو نيتونه ته ځيرک او هوښيار اوسي او بناءً پر ټولو مخالفينو باندې هم غږ کوم چې ((حب الوطن من الايمان)) دا يو رسالت دی چې زموږ او ستاسو پر اوږو پروت دی.

هېڅوک زما د برمته کولو حق نه لري. زه چې په خپله خاوره مړ شم، نو په مړي کې به مې هم دومره هيبت پروت وي چې تا غوندې پسکن به مې مړي ته هم رانژدې نه شي. تراوسه چې هر څه وشول، خو د لويو طاقتونو لوبه وه او يوه اسلامي صبغه يې لرله، خو اوس نورې تېری ستاسو د زړونو او سينو پټې خبرې هم راښکاره شوې چې ته زما لپاره څه خيرنې غوټې په زړه کې لرې، نو اوس خو ورته د اسلامي بڼي ورکولو شرعاً جواز هم پاتې نه دی. زما د الحاق خوبونه مه ګوره، خو د خپل ځان په غم کې دې اوسه او زما حق به کله راکوې ؟ د وينو او د وطن د ورانولو حسابي مې هم درسره پرته ده..

د الله تعالی پېغمبر چې مدينې منورې ته مهاجر شو، نو د مدينې خلکو (انصارو) يې په خلاصه او پراخه ټنډه استقبال (ښه راغلاست) وکړ او تر پايه ترې راتاو او په خدمت کې يې ول. کله چې مکه فتحه شوه او د الله تعالی پېغمبر رسول الله صلی الله عليه وسلم په خشوع او عاجزې سره الله تعالی ته شکر ويست او دوعا يې وکړه او د دې پر څنګ کې يې د ابوسفيان کور د امن ځای ورګرځولو. د دوی نيول شوي مشران يې بيرته ازاد کړل اګر چې د حضرت عمر (رض) او د الله تعالی فيصله بيله وه، خو بيا هم الله تعالی نبي عليه الصلاة والسلام خفه نه کړ او د هغه پر فيصله باندې عمل وشو او دې کار اسلام ته هم ډېره ګټه وکړه. مشران يې هماغسې باعزته پاتې شول چې بيا وروسته په اسلام مشرف شول.

پناه دې چې راکړې، نو دا خو د دې مانا نه لري چې ته مې اوس تقدير او واک په خپل لاس کې واخلې. د مدينې خلکو د الله تعالی د پېغمبر په شتون کې د مکې پر خلکو (قريشو) داسې تصور قدرې هم نه دی چې موږ به يې واک په لاس کې ولرو او دا حق يې ځانته نه دی ورکړی، بلکې ټولو په مينه او په اخلاص د الله تعالی د پېغمبر په ارشاداتو او لارښوونو باندې عمل کړی.
همداسې د حضرت يوسف عليه السلام په کيسه کې چې وروڼو ورته وويل چې موږ د بني امين په عوض کې ونيسه او دا له موږ سره خوشې کړه، هغه ورته وويل چې :
قالوا يآيها العزيز ان له ابا شيخا کبيرا فخذ احدنا مکانه انا نريک من المحسنين. قال معاذ الله ان ناخذ الا من وجدنا متاعنا عنده انا اذا لظالمون [يوسف : ۷۸ – ۷۹]

تاسو حق نه لرئ چې د خپلې مسالې په سر ما برمته کړې. خپله مساله دې له هندو سره حل کړه او يا ورپورې ځان الحاق کړه، خو زما حق چې له انګرېزه درته په ميراث کې پاتې دی او قانوني وخت يې هم پوره شوی او لا نژدې دوه لسيزې دې راباندې د مجاهد او اوس د طالب په نوم خپل د ناروا او نامشروع جنګ راتپلی. پخپلو خلکو دې ووژلم او هغه دې راته په لاس کې نيولي او هم دې پرې نړيوالو ته دوکه ورکړه چې د هغوی خو اوس سر د ايبټ اباد له پېښې وروسته ښه خلاص شوی او ښه يې وپېژندلی او داسې برېښي چې دې نورو مېلمنو هم وپېژندلې، نوځکه خو د هغه مېلمه کونډه يمنۍ مېرمن په دې هم پوه شوې چې سخته دوه مخي مو ورسره کړې او د خپل ځان د خلاصون لپاره يې په نه خوړلو اعتصاب هم لاس پورې کړی وو او ورور يې هملته دېره ده چې کله يې خور راخلاصه شي او خپل وطن ته يې له ځان سره بوځي. همداسې هماغه سعودي کونډې هم درواخله.
خدای جل جلاله دې وکړي چې زما ملا صاحب هم نور پوه شوي وي چې عزت په خپل وطن کې دی نه په نورو کې او ځکه خو بلقيس د ((وجعلوا اعزة اهلها اذلة)) کليمه کارولې او د خپل رعيت او ملت له خاطره د حضرت سليمان عليه السلام سره له جنګه تېره شوه او د خپلو وزيرانو او کابينې (پارلمان) خبره يې هم ونه منله او په خپل تدبير يې د حضرت سليمان عليه السلام سره د روغې جوړې لاره خپله کړه. دا چې هغې د خپل رعيت يا ملت لحاظ وکړ او د خپلې ځانغوښتنې نه تېره شوه، نو په بدل کې يې الله تعالی واک او سلطنت نور هم ورپسې پراخ کړ.
که پخوا د زمکې د يوې برخې مالکه وه، نو پروردګار د حضرت سليمان په نکاح کې راوسته او د سلطنت په څنګ د پېغمبر مېرمن شوه. ام المؤمنين شوه. که پخوا يې واک پر زمکه چلېده، نو له دې وروسته هوايي او بحري واک واختيار هم الله تعالی په واک کې راوستل.
نو زه پر ولسمشر کرزي او ټولو مخالفينو باندې غږ کوم چې د خدای په لحاظ د خپل ملت او د ملي او اسلامي ګټو په خاطر سره يو شئ. او له ځانغوښتنو ته تېر شئ او ملي ګټو او غوښتنو ته پر خپلو تنظيمی او ګروپي او شخصي ګټو باندې ترجيح ورکړئ، کنه ورکېږئ. د خلکو نيتونه موږ ته پاک نه دي. هيله ده چې په خپل اتحاد او يووالي سره د دښمنانو لاسونه له ځانه لنډ کړئ او خپل هېواد د نبي کريم صلی الله عليه وسلم د ارشاد او مينې له مخې چې ((حب الوطن من الايمان)) دې وګورئ او له هاغه زاويې ورسره تعامل وکړئ. که ناغېړي وکړئ، نو دې تاريخي ټکي ته هم بيا ځير شئ چې ((فابوا ان يضيفوهما)) چې بيا به کوښښ کوئ خو ملي - اسلامي او تاريخي داغ به بيا درڅخه نه لېرې کيږي
.

په درنښت

 

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 19:0 |
 

تاریخ انتشار:   ۱۱:۳۵    ۱۳۹۰/۱۰/۹

کد خبر: 30970

منبع:

نسخه چاپی

 

 http://files.afghanpaper.com/pics/201112/201112291231422797.jpghttp://files.afghanpaper.com/pics/201112/201112281239293455.jpghttp://files.afghanpaper.com/pics/201112/201112281215574289.jpg

 

 http://files.afghanpaper.com/pics/201112/201112281215574968.jpghttp://files.afghanpaper.com/pics/201112/201112281215572331.jpg

 

 

ناتو در رابطه به اتهام قضیه اختلاس مسوولین سابق وزارت دفاع ملی، به دادستانی اسناد ارائه کند.
قوماندانی ناتو در افغانستان تاحال اسناد و یا شواهدی را مبنی براتهام فساد بر رهبری سابق شفاخانۀ سردار محمد داوود خان و قوماندانی قوای هوایی وزارت دفاع ملی ارائه نکرده است.

جلسه عدلی و قضایی که تحت ریاست حامد کرزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان دایر گردید، در آن روی قضیه مظنونیت مسئولین سابق وزارت دفاع ملی بحث صورت گرفت.

در این جلسه که در ارگ دایر گردید و در آن قاضی القضات و سرپرست ستره محکمه، وزرای دفاع ملی و عدلیه، مشاور امنیت ملی، لوی څارنوال، رئیس اداره عالی مبارزه علیه فساد اداری، مشاور حقوقی ریاست جمهوری و رئیس اداره کنترول و تفتیش اشتراک داشتند، در پهلوی بحث روی دوسیه های دیگر، در مورد قضیه اتهام اختلاس در شفاخانه سردار محمد داوود خان توسط رهبری سابق شفاخانه و قوماندانی قوای هوایی، بحث و گفتگو صورت گرفت.

جلسه عدلی و قضایی اتهاماتی را که در این رابطه از جانب شعبات مربوط قوماندانی ناتو در افغانستان وارد گردیده بود، مورد غور و بررسی قرار داد.
پس از بررسی قضیه، جلسه به این نتیجه رسید که اسنادی مبنی بر وارد کردن اتهام فساد بر مسئولین ادارات متذکره از جانب قوماندانی ناتو وجود ندارد.
درنتیجه تصمیم گرفته شد تا موضوع بطور جدی با قوماندانی ناتو در میان گذاشته شود که اگر اسناد و یا شواهدی در این مورد موجود باشد آنرا به مقام لوی څارنوالی کشور ارائه کند تا در رابطه به پیگیری قضیه، اجراات قانونی صورت گیرد.

گفتنی است که رسانه ها بین المللی چندی قبل به نقل از قوماندانی ناتو در افغانستان گزارشاتی مبنی براختلاس به ارزش 42 میلیون دالر امریکایی ادویه و تجهیزات طبی در شفاخانه سردار محمد داوود خان را، منتشر کرده بود.

رهبری دزد ان همه جنایات را علیه این ملت فقیر اما غیور به خاطر دل خوش ساختن باداران امریکای .وغربی  خود خویش را مسلمان میدانند اما حق مظلوم را به عنوان های مختلف زیرپای میکند اگر از چنگ ملت در مانده چیزی نیاید از قدرت خداوند به کجا فرار خواهی نمود شما دزدان اجتماعی افغان

اسناد به بسیار سادگی بدست میاید صرف با در نظر داشت محرمیت اطلاعات از کارمندان شفاخانه چهار صد بستر و ریاست صحیه اردو پرسش بعمل آید تمام کار روایی های آقای یفتلی و دار و دسته اش معلوم میشود. اینکه وی و قوماندان هوایی( قلم الدین؟) خویشاوندان استاد ربانی اند بدین معنی نیست که در افتخار شهادت ربانی ایشان نیز سهیم شوند!

اردوی افغانستان که درآن منسوب هستیم سرتاسر دوزدی واختلاص است وزمینه این همه اختلاص را مشاورین ما یا خارجی ها بوجود آورده اند چون قوماندانان اصلی ما آنها اند که برای ما پول و تجهیزات فراهم میکنند. 

افسوس به حال ما افغانها، واقعا درداور است کسیکه قلب داشته باشد

واقعا انسان بادیدن تصاویر از هموطنان درصف های کمک گرفتن به گریه می افتد با داشتن این همه معادن سرشار کشور اراضی فراوان ملت ما درچه حالت زندگی میکند خداوند کریم به آبروی حبیبش یک حکومت عادل وطندوست ومردمی که بتواند ملت عزیز ما از چنین مصائیب نجات بدهندحاکم بگرداند از این نوکران غربی ها ره از صحنه سیاسی کشور دور بگرداند.

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 18:19 |
 

قوانین زیبای زندگی!

 

 

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر
با اعتماد، زمان حالت را بگذران
و بدون ترس برای آینده آماده شو

 ایمانت را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
زندگی شگفت انگیز است
فقط در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی

 مهم این نیست که قشنگ باشی
قشنگ این است که مهم باشی !
حتی برای یک نفر
كوچك باش و عاشق ... كه عشق، خود میداند آئین بزرگ دانستنت را
بگذار عشق خاصیت تو باشد، نه رابطه خاص تو با کسی

 موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن
هر روز صبح در آفریقا، آهویی از خواب بیدار میشود
و برای زندگی كردن و امرار معاش در صحرا میچرد

آهو میداند كه باید از شیر سریعتر بدود
در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد
شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد
میداند كه باید از آهو سریعتر بدود، تا گرسنه نماند

مهم این نیست كه تو شیر باشی یا آهو ...
مهم اینست كه با طلوع آفتاب از خواب برخیزی و برای زندگیت
با تمام توان
و با تمام وجود شروع به دویدن كنی ...

 زلال باش ... ،‌ زلال باش ... ،
زلال تر از قطرات اشک
فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی
یا دریای بیكران، زلال كه باشی، آسمان در تو پیداست

 دو چیز را همیشه فراموش كن:
خوبی كه به كسی می كنی
بدی كه كسی به تو می كند

 همیشه به یاد داشته باش:
در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار
در سفره ای نشستی شكمت را نگه دار
در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه دار
در نماز ایستادی دلت را نگهدار

 دنیا دو روز است:
یك روز با تو و یك روز علیه تو
روزی كه با توست مغرور مشو و روزی كه علیه توست مایوس نشو
چرا كه هر دو پایان پذیرند

 به چشمانت بیاموز كه هر شخصی ارزش نگاه ندارد
به دستانت بیاموز كه هر گلی ارزش چیدن ندارد

 دو چیز را از هم جدا كن:
عشق و هوس
چون اولی مقدس است و دومی شیطانی
اولی تو را به پاكی می برد و دومی به پلیدی

 چشم و زبان، دو سلاح بزرگ در نزد تواند
چگونه از آنها استفاده میكنی؟
مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهان تاب؟
زندگی گیر یا زندگی بخش؟

 بدان كه قلبت كوچك است پس نمیتوانی تقسیمش كنی
هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش كه كوچكیش جبران شود
هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یكی ندان
همه اینها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق
همیشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به یگانه عالم توكل كن
آنگاه می بینی كه چگونه قبل از اینكه خودت دست به كار شوی، كارها به خوبی پیش می روند

 میدانی که:
از خدا خواستن عزت است
اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است
از خلق خدا خواستن خفت است
اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است

 پس هر چه می خواهی از خدا بخواه
و در نظر داشته باش كه
برای او غیر ممكن وجود ندارد و تمام غیر ممكن ها فقط برای توست

 

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 17:32 |
پله پله تا ملاقات خدا

 

رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

ترک من خراب شبگرد مبتلا کن


ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها

خواهی بیا ببخشا ، خواهی برو جفا کن


از من گریز تا تو ، هم در بلا نیفتی

بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن


ماییم و آب دیده ، در کنج غم خزیده

بر آب دیده ما صد جای آسیا کن


خیره کشی است مارا ، دارد دلی چو خارا

بکشد ، کسش نگوید :" تدبیر خونبها کن"


بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد

ای زرد روی عاشق ، تو صبر کن، وفا کن


دردی است غیر مردن ، آن را دوا نباشد

پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن؟


در خواب ، دوش، پیری در کوی عشق دیدم

با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن


گر اژدهاست بر ره ، عشق است چون زمرد

از برق این زمرد ، هین ، دفع اژدها کن

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 17:8 |

خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت

مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم.

با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم .

آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم ، محو عالم بی نهایت شوم .

از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم

و جز خدا چیزی را احساس نکنم

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 17:6 |


خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم ، زیرا میدانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است.

خدایا نگذار دروغ بگویم ، زیرا دروغ ظلم کثیفی است.

خدایا محتاجم نکن که تهمت به کسی بزنم ، زیرا تهمت خیانت ظالمانه ای است.

خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم ، زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد.

خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم ، که بی احترامی به یک انسان همانا کفر خدای بزرگ است.

خدایا مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم .

خدایا پستی و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق و برق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند.

خدایا من کوچکم ، ضعیفم و ناچیزم ، پرکاهی در مقابل طوفانها هستم ؛ به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را براستی بفهمم و بدرستی تدبیر کنم.

خدایا دلم از ظلم و ستم گرفته است ؛ تو را به عدالتت سوگند می دهم که مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار نده.
+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 17:4 |
 

الهی!

نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم

نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی.

در اگر باز نگردد، نروم باز به جایی.

پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی.

کس به غیر از تو نخواهم، چه بخواهی چه نخواهی.

باز کن در، که جز این خانه مرا نیست پناهی.

 

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 16:37 |

 زن هدیه خداونداست

زن شاهکار خلقت است . برنارد شاو

زیباترین خوی زن ، نجابت اوست . ارد بزرگ

در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل . مالرب

انتقام شیرین است مخصوصا برای زنان . بایرون

تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است . امرسون

زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست . آناتول فرانس

اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟ . ناپلئون

نگهداری دم ماهی و دل زن از مشکلات است . آرتور شوپنهاور

مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان . رومن رولان

مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند. کونته ورسیه

با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد . بردون

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند . رابیندرانات تاگور

زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است. گوته

زنانیکه می خواهند مرد باشند،زنانی هستند که نمی دانند زن هستند .الکساندر دوما 

برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...مارکوس آنا 

زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود . هرود

منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود. لامارتین

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش . ویلیام شکسپیر

جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور می شود . فردریش نیچه

شیرین ترین سخنان در زندگی ، خوش آمد گویی بی غل و غش زن به شوهر خویش است . جورج ولز

زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند. برنارد شاو

هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است . شیلر

زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد, و مرد عاقل می گذارد  که زنش اورا تربیت کند . مارک تواین

هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود می داند . جونسون

مردانی که بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . ارد بزرگ

زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر می گویند تا در حفظ آن شریک باشند. داستایوفسکی

اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند . ارد بزرگ

زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر پاکی ، نمونه عطوفت و چشمه عنایت است .  اقبال لاهوری

آیندۀ اجتماع در دست مادران است . اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ، تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد . ابوفور

به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ، به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است . میشله

آیا برده هستی؟
پس دوست نتوانی بود
آیا خودکامه هستی؟
پس دوستی نتوانی داشت
در زن دیر زمانی است که برده ای و خودکامه ای نهان گشته اند از این رو زن را توان دوستی نیست او عشق را می شناسد و بس  . فردریش نیچه

زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد . آلفونس دوده

زنان تحصیلکرده همسران خوبی از آب در می آیند , زیرا برای اینکه توضیح بدهند که چرا غذا شور یا بیمزه شده است کلمات بیشتری در اختیار دارند. باب هاپ

کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند . دیسرائیلی

کشتن میل ستیزه جوئی در بسیاری زنان  کاری بی اثر است  و درست مانند آن است که سعی کنی با فشار بادکنکی را در زیر آب نگه داری دوباره بیرون می زند!! . ورا هتریکس

زن ها علاقۀ زیادی به ریاضیات دارند ، زیرا آنها سن خود را تقسیم بر دو و قیمت لباسهایشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه می کنند و پنجاه سال هم بر سن بهترین دوستان خود می افزایند . مارسل آشار  

بنازم زن را که مادر است خواهر است .

 

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 16:30 |

وصیت نامه  

تن آدمی  شریف است به جان آدمیت--------نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

-- شما راسفارش میکنم به ترس ازخدا در نهان وعیان

-- واندک خوردن اندک  خفتن واندک گفتن

--وکناره گرفتن از جرم ها وجریرت ها

-- و مواظبت بر روزه ونماز وبر پاداشتن

--وفرارنهادن هوای شیطانی وخواهش های نفسانی

--وشکیبای بر داشتن مرمان

--ودوری گزیدن از همنشینی با احمقان ونابخردان وسگندلان

--وپرداختن به همنشینی با نیکان وبزرگواران

--و بهترین گفتار کوتا ه  وگزیده است

-- وستایش از آن خداوند یگانه است

 

گفتم : خدایا از همه دلگیرم

گفت : حتی از من؟!

گفتم : خدایا چقدر دوری

گفت : تو یا من؟!

گفتم : خدایا تنها ترینم

گفت :پس من؟!

گفتم : خدایا کمک خواستم

گفت : از غیر من؟!

گفتم : خدایا دوستت دارم

گفت : بیش از من؟!

گفتم : خدایا اینقدر نگو من

گفت : من توام تو من...

آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم

                                 آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم

از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب

                                ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم

انسان اگر کمی به پیرامون خود بنگرد، ولحظه ای به اطراف خود

حکیمانه توجه کند، و داشته های خود را بسنجد، و

 متوجه سلامتی وقدرت جوانی شود،

فقط با اندکی درنگ می فهمد چقدر مشمول الطاف

الهی شده است.

اما افسوس که معرفت انسان ناچیز و اندک است

و فرصت جوانی و سلامتی زودگذر

از زمان خلقت انسان خیلی ها این فرصت را داشتند،متوجه نشدند و مردند.

این دنیا انسان های زیادی را دیده که آمدند و رفتند،ولی

 کمتر کسی اعتقاد داشت که این دنیا سفری زودگذر است و

 جایگاه ابدی و جاوید آخرت است.

لیکن هیچ تلاشی برای آباد کردن خانه ابدی نکردند،

لحظه مرگ آه سردی کشیدند،ولی چه سود؟!!

نه سلامتی ماندگار است نه جوانی و نه دنیا....

خیلی ها علم به این را دارندولی اعتقاد ندارند!!!

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 16:14 |
 

 

سه گانی

 

 

 

خون انسان حلال کی باشد!

تو ندیدی به جای اسماعیل

پدرش برّه کشت ، عــزرائیل

 

حاجی آن سنگ، قدیمی ست، کجا در سفری؟

 زمزم است اشک یتیم، کعبه دلی رنجیده

و خدا خانه ی خود در دل شیدا دیده

 

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 11:33 |
 

 

حلم و بردباری و نرمش نمودن با دیگران

۱- ابن عباس رضی الله عنهما روايت می کند که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم  به اشج عبد القيس گفتند: در تو دو صفت وجود دارد که خدا آن را دوست می دارد، بردباری و تأنی کردن. رَواهُ مُسلم

۲- از عائشه رضی الله عنها روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: همانا خداوند نرم رفتار است و نرم رفتاری را در همه کارها دوست می دارد. متفقٌ عليه

۳- از عائشه رضی الله عنها روايت است که:

پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: نرم رفتاری در هيچ چيزی نمی باشد، جز اينکه آن را زينت می دهد و از هيچ چيزی بدور نمی شود، مگر اينکه آن را زشت می سازد.رواه مسلم.

۴- ابو هريره رضی الله عنه روايت نموده گفت:

اعرابی در مسجد بول نمود، مردم برخاستند تا او را بزنند. پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: او را بگذاريد و بر بول او دلوی يا چند دلوی آب بريزيد، زيرا شما برانگيخته شده ايد تا آسانگير باشيد و برای آن برانگيخته نشده ايد که سختگيری کنيد. رواه البخاري.

۵- انس رضی الله عنه روايت نموده که:

پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: آسانگيری نموده و سختگيری نکنيد، و به مردم مژده دهيد و آن ها را گريزان مسازيد. متفقٌ عليه

رسول الله صلی الله علیه وسلم میفرماید: روز های دو شنبه و پنجشنبه در های بهشت باز می شوند و همه کسانی که برای خداوند شریک قایل نشده اند،  مورد عفو قرار می گیرند. بغیر از کسی که بین او و برادرش کینه و دشمنی وجود داشته باشد. گقته میشود: این دو را تا زمانی که با هم آشتی ننموده اند نگاه دارید.  رواه مسلم

خداؤند متعال جل جلا له مى فرمايد :

(( إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُوْلَئِكَ لَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ 42 ))   ( سوره ْ الشورى آيه ْ 42 )

ترجمه : همانا ملامتى تنها متؤجه كسانى است كه ظلم مى كنند بر مردمان ؤ در زمين به نا حق سر كشى مى كنند آن گرؤه را عذاب درد ناك است .

 (( لاَّ خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا 114 ))  ( سؤره ْ النساء آيه ْ 114 )

ترجمه : در بسيارى از راز گؤئى شان خيرى نيست مگر آن كس كه به صدقه دادن امركند و يا به معرؤف ؤ يا اصلاح بين مردم ، ؤ كسى كه اين كار را كند به غرض طلب رضاى خداوند متعال جل جلا له پس زؤد است كه اؤرا اجر ؤ ثؤاب بزرگى بدهم .

 

از ابن مسعود رضی الله عنه روايت است که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: غبطه ای نيست، مگر در دو چيز: مرديکه خداوند به او مال و ثروتی داده و او را بر مصرف کردن آن در راه حق چيره ساخته است. و مرديکه خداوند به او علمی داده و بدان حکم نموده و آن را تعليم می دهد. متفق علیه

 

از ابوالوليد عباده بن الصامت رضی الله عنه روايت شده که گفت:

پيمان بستيم با رسول الله صلی الله عليه وسلم  به شنيدن و فرمانبرداری کردن در سختی و آسانی در نشاط وعدم نشاط و برگزيدن بر ما و بر اينکه با زمامداران منازعه نکنيم، مگر اينکه کفر آشکاری را ببينيد که دليلی در مورد آن از نزد خداوند متعال داشته باشيد و اينکه حق را بگوئيم در هر کجايی که باشيم و نترسيم در راه خدا از سرزنش ملامتگر.

 

از ابن عباس رضی الله عنهما روايت می کند که:

او با پيامبر صلی الله عليه وسلم در روز عرفه بسوی عرفات پيش رفت، پيامبر صلی الله عليه وسلم در عقب خويش راندن بشدت و زدن و صدای شتر را شنيده و با تازيانه ای بسوی شان و اشارت نموده فرمود: ای مردم آرامش را پيشه گيريد، زيرا طاعت و نيکوکاری به شتاب نمودن نيست.

رواه البخاری

 

از ابو کريمه مقدام بن معديکرب رضی الله عنه روايت شده از:

رسول الله صلی الله عليه وسلم شنيدم که می فرمود: هيچ آدمی ظرفی پر نکرد که بد تر از شکم باشد، برای آدمی بسنده است چند لقمهء که قامت او را استوار نگه دارد. اگر خواهی نخواهی باشد، بايد 3/1 آن برای طعام 3/1 آن برای آبش و 3/1 هم برای نفسش باشد.

رواه الترمذي وقال: حديث حسن

 

از ابی امامه رضی الله عنه روايت می کند که:

رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: ای فرزند آدم هرگاه تو زيادت مالت را صرف کنی، بهتر است و اگر آنرا نگهداری شر است. و در اينکه بقدر حاجت مالی داشته باشی ملامت نمی شوی، پس به مصرف در ميان عائله و خانواده ات شروع کن.

رواه الترمذي وقال: حديث حسن صحيح

 
+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 11:8 |
 

 

 

عقيده امام ابوحنيفه درباره‌ي توحيد

توحيد در اسماء و صفات: نامگذاري و توصيف خداوند با نامهاي نيكو و صفاتي كه در كتاب و سنت براي خداوند متعال آمده است، با اعتقاد به اينكه اين نامها و صفات بر تمامي مفاهيم كمال كه شايسته‌ي مقام خداوند است دلالت دارند و حقيقت مفاهيم آن‌ها را با تقسيمات مذكور ثابت بدانيم.

 

امام ابوحنيفه مي‌فرمايد: «خداوند متعال به صفات مخلوقات توصيف نمي‌شود».

و مي‌فرمايد: «براي كسي شايسته نيست، چيزي از جانب خود در مورد «الله» بگويد، بلكه بايد او را به آن‌چه خودش وصف كرده، وصف نماييم».

در جايي ديگر مي‌فرمايد: «الله» از بالا صدا زده مي‌شود نه از پايين وصفت پاييني در توصيف ربوبيت و الوهيت جايگاهي ندارد»..‌. .  و ديگر سخناني كه در اين‌باره از امام نقل شده است.

اين‌ها رديست بر كساني كه تصور كرده‌اند، تقسيم بندي مذكور را ابن تيميه از خودش ساخته است.

دوّم: توسل شرعيه جايز و باطل دانستن توسل ساختگي و ناجايز: قطعاً مسئله‌ي توسل، مسئله‌اي بسيار مهم و از مسائلي است، كه بدعت‌گذاري و اختلافِ در آن، ميان جاهلان و هواپرستان بسيار صورت گرفته است.

توسل به دلالت نصوص قرآن و سنت دو نوع است:

1. توسل جايز    2. توسل بدعي و ناجايز

 

توسل جايز بر سه نوع است:

الف- توسل به اسماء و صفات خداوند متعال.

خداوند متعال مي‌فرمايد: ﮋ ﭳ  ﭴ  ﭵ  ﭶ  ﭷﭸ  ﮊ الأعراف: ١٨٠ (خداوند اسمهاي نيكويي دارد، او را با آن‌ها بخوانيد».

ب- توسل به اعمال نيكو؛ چنانكه در احاديث و داستان سه نفري كه در غار محبوس شده بودند، آمده است.

ج- توسل به دعاي فرد صالح زنده، بدليل عمل آناني كه به خدمت پيامبر مي‌آمدند و از ايشان درخواست دعا مي‌كردند.

 

بجز اين سه نوع، تمام انواع ديگر توسل بدعي و ناجايزند.

امام ابوحنيفه رحمة الله در باب توسل به شدت احتياط مي‌كرد؛ تا جايي كه توسل با الفاظ دو پهلويي را كه احتمال صحيح و اشتباه در آنها وجود داشت، مكروه مي‌دانست و از به كار بردن چنين الفاظي نهي مي‌كرد، امام رحمة الله  مي‌فرمايد:  «مكروه مي‌دانم كه فردي در دعايش بگويد؛ از تو مي‌خواهم كه به تكيه‌گاههاي  عزت عرشت، يا به‌حق مخلوقاتت،..» و ديگر سخنان نقل شده از او كه در ادامه‌ي بحث ذكر خواهيم نمود.

با اين حال مي‌بينيم بسياري از منتسبان به مذهب حنفي، از عقيده‌ي امام ابوحنيفه منحرف شده و به توسل ناجايز و خود ساخته روي آورده‌اند و هر كسي  آن‌ها را از اين عمل ناروا منع و با آن‌‌ها مخالفت كند، متهم، به دوست نداشتن اولياء و انبياء مي‌شود.

 

 

توسل به نامهاي خداوند متعال

امام ابوحنيفه در مورد توسل شرعيِ جايز و نهي از توسل بدعيِ نا جايز، مي‌فرمايد: «براي كسي شايسته نيست كه خداوند را، جز با دعايي كه او اجازه و بدان دستور داده است، بخواند و خداوند در آيه‌ي دعايي زير كه توسل مشروع را بيان مي‌كند، مي‌فرمايد: ﮋ ﭳ  ﭴ  ﭵ  ﭶ  ﭷﭸ  ﭹ  ﭺ  ﭻ  ﭼ   ﭽﭾ  ﮊ الأعراف: ١٨٠  (براي خدا نامهايي نيكو است، پس او را با آن نامها بخوانيد و كساني كه در نامهاي او كجروي مي‌كنند را رها سازيد، بزودي كيفر آنچه مي‌كردند را خواهند ديد). «اعراف/»

 

توسل با كلمات نا جايز و بدعي

امام ابوحنيفه مي‌گويد: «مكروه است در دعا بگوييم: خداوندا! از تو بحق فلان كس، يا بحق پيامبران و رسولانت و يا بحق بيت الحرام و مشعر الحرام، مي‌خواهم مشكلم را حل كني ويا..‌.»1

امام ابوحنيفه مي‌گويد: براي كسي شايسته نيست خداوند را بجز با خود او(اسمها، صفات و همان روشي كه مشروع قرار داده) بخواند و مكروه است كه بگويد از تو مي‌خواهم به تكيه‌گاههاي عزتِ عرشت2 يا بحق مخلوقاتت..‌.»

سوم: ديدگاه امام ابوحنيفه در اثبات صفات خداوند متعال و رد جهميه.

امام ابو حنيفه مي‌گويد: خداوند با صفات مخلوقات توصيف نمي‌شود و غضب و رضاي او بدون كيفيت دو صفت از صفات او تعالي بشمار مي‌رود، اين عقيده‌ي اهل سنت1 و جماعت است.

و خداوند غضب مي‌كند و راضي مي‌شود و جايز نيست كه بگوييم غضب و رضاي خداوند پاداش اوست. و مسلمان بايد خداوند را همان گونه كه او خود وصيف كرده توصيف كند.

و مي‌گويد: خداوند متعال بي نياز است، نزاده و زاده نشده و كسي همتاي او نيست، زنده، توانا، شنوا، بينا، آگاه و عالم است. دست خداوند بالاي دستهاي مخلوقات است و دست و چهره‌ي خداوند متعال همانند دست و (وجه)چهره‌ي مخلوقات نيست.

6-امام مي‌فرمايد: خدوند متعال همانطور كه خودش فرموده دست، صورت و نفس دارد و تمام آنچه در قرآن، از دست، صورت و نفس آمده بدون تعيين كيفيت، صفات خداوند است و جايز نيست كه بگوييم منظور از دست خداوند قدرت و يا نعمت اوست؛ زيرا موجب تعطيل شدن صفت مي‌شود و اين عقيده‌ي قدريها و معتزليها است.2

6-  مي‌فرمايد براي كسي شايسته نيست در مورد ذات خداوند اظهار نظر كند، بلكه لازم است خداوند را به آنچه خود توصيف كرده، توصيف كنيم و نبايد در باره‌ي خداوند متعال كه پروردگار جهانيان است با رأي و نظر شخصي چيزي بگوييم.1

7- وقتي از امام درباره‌ي نزول(فرود آمدن) خداوند سؤال شد، فرمود: بدون كيفيت فرود مي‌آيد.2

8- امام ابوحنيفه مي‌گويد: خداوند متعال صدا زده مي‌شود از بالا، نه از پايين چرا كه پايين در صفات ربوبيت و الوهيت جايگاهي ندارد.3

(والله تعالى يدعى من أعلى لا من أسفل لأن الأسفل ليس من وصف الربوبية والألوهية في شيء)

9- و مي‌گويد: خداوند غضب مي‌كند و راضي مي‌شود، وگفته نمي شود، غضب او تعالي عذاب و رضاي او پاداش اوست.4

10- و مي‌گويد: خداوند متعال با هيچ چيزِ مخلوقاتش شباهت ندارد و هيچ يك از مخلوقات، شبيه خداوند نيست. همواره با اسم‌ها و صفاتش بوده و خواهد بود.5

11- و مي‌گويد: صفات خداوند، مخالف صفات مخلوقات است، و مي‌داند نه همانند دانستن ما، قدرت دارد نه همانند قدرت ما، مي‌بيند نه همانند ديدن ما، مي‌شنود نه مانند شنيدن ما، و سخن مي‌گويد نه همچون سخن گفتن ما.6

12- و مي‌گويد: خداوند با صفاتِ مخلوقات توصيف نمي‌شود.

13- و مي‌گويد: هر كس خداوند را با مفهومي از مفاهيم بشري توصيف كند، بيقين كافر شده است. و  از امام نعيم بن حماد رحمه الله روايت است كه فرمود: هر كس خداوند را به مخلوقات تشبيه كند، بيقين كه كافر شده و هر كس صفتي از صفاتي را كه خداوند، خودش را با آنها توصيف كرده، نفي كند بدون شك كافر شده است...» گفتني است كه عقيده‌ي همه‌ي سلف صالح صحابه، تابعين و تبع تابعين - همين است.

14-و مي‌فرمايد: صفات خداوند ذاتي و فعلي است، صفات ذاتي مانند: حيات، قدرت، شنوايي، بينايي، اراده و...» و صفات فعلي مانند: آفريدن، روزي دادن، بوجود آوردن، ابداع و ساختن و ...» و خداوند متعال همواره با صفاتش بوده و خواهد بود.[2]

توضيح : صفات ذاتي و فعلي كه امام ذكر كرده فقط تعدادي از صفات خداوند است.

بايد دانست كه همه‌ي صفات خداوند اينها نيست و منظور امام نيز اين نيست كه همه‌ي صفات خداوند همين‌هاست.

15-و مي‌گويد: همواره خداوند متعال فاعل افعالش بوده و فعل از صفات ازلي[3] او تعالي است و خداوند متعال فاعل است و فعل در ازل صفت او تعالي بوده و مفعول، مخلوق خداوند است.

- و مي‌فرمايد: هر كس بگويد نمي‌دانم خداوند در آسمان يا در زمين است؛ بدون ترديد كافر شده است. و همين طور هر كس بگويد قبول دارم خداوند بر عرش است اما نمي‌دانم عرش در زمين است يا در آسمان، كافر مي‌شود.[4]

17-زني از امام سوال كرده بود: معبودي كه عبادت مي‌كني كجاست؟

امام در پاسخ فرمودند: خداوند بالاي آسمانهاست نه در زمين.

مردي به امام گفت: در باره‌ي آيه‌ي «و هو معكم...»: (او -الله- با شماست...)چه مي‌گويي؟ فرمود همراهي خداوند با بندگان همانند اين است كه تو در نامه‌اي به كسي مي‌نويسي من با تو‌ام، در حالي كه در كنار او نيستي.[5]

-و مي‌گويد: دست خداوند بالاي دستهاي مخلوقات است اما همانند دستهاي مخلوقات نيست.1

- و مي‌گويد: قطعاً خداوند در آسمان است نه در زمين، مردي پرسيد: در خصوص آيه‌ي «و هو معكم» چه مي‌گويي؟ گفت: او تعالي به اين‌گونه همراه بنده است كه تو به مردي مي‌نويسي من با تو همراهم، در حالي كه تو از او غايب هستي و در كنارش نيستي.2

20- و مي‌گويد: خداوند قبل از آن‌كه با موسي سخن بگويد، متكلم بوده است.3

21- و مي‌گويد: خداوند با كلامي كه شايسته مقام اوست، متكلم است و كلام در ازل از صفات او تعالي بوده است.4

- و مي‌گويد: خداوند سخن مي‌گويد، نه مانند سخن گفتن ما.5

- و مي‌گويد: موسي سخن خداوند را شنيده است، همانطور كه خداوند مي‌فرمايد: ﮋ ﭹ  ﭺ  ﭻ   ﭼ  ﭽ  ﮊ النساء: ١٦٤: (خداوند با موسي سخن گفت سخن گفتني)6

- و مي‌گويد: قرآن كلام الله است كه در مصحفها نوشته و در قلبها حفظ و با زبانها خوانده و بر پيامبر نازل شده است.7

- و مي‌گويد: قرآن مخلوق نيست.8

 

 

خلاصه بحث

امام ابوحنيفه توسل با كلمات و الفاظي را كه در قرآن و سنت صحيح نيامده، مكروه مي‌داند.

- امام ابوحنيفه تمامي اسم‌ها و صفات نيكويي را كه خداوند براي خودش ثابت دانسته، بگونه‌اي كه شايسته‌ي مقام او تعالي است، ثابت مي‌داند و همچنين معتقد است كه خداوند از مشابهت به مخلوقات و مشابهت مخلوقات با او، پاك و منزه است.

- امام ابوحنيفه معتقد است، هركس صفت علّو (بالا بودن) خداوند را انكار كند، كافر است.

- امام ابوحنيفه معتقد است، قرآن كلام خدا است و مخلوق نيست.

اقسام سه‌گانه توحيد كه عبارتند از: توحيد ربوبيت، توحيد الوهيت و توحيد اسماء و صفات، در سخنان و كلام امام ابوحنيفه وجود دارد.

 

تبصره:

برادر مسلمان! از سخنان امام بوضوح فهميده مي‌شود كه او همه‌ي صفات خدوند را بدون تشبيه و تمثيل ثابت مي‌داند و خداوند را بدون تعطيل(نفي) صفات منزه دانسته و صفت علو را نيز براي خداوند ثابت مي‌داند و بر اين باور است كه قرآن عربي، كلام حقيقي خداوند است و سيدنا موسي عليه‌السلام حقيقتاً سخن خداوند را شنيده و خداوند بدون كيفيت به آسمان دنيا فرود مي‌آيد و وجه(چهره) و يد(دست) از صفات خداوند متعال است و تأويل هيچ يك از صفات خداوند، جايز نيست.

در نتيجه: نبايد كسي بگويد، منظور از دست خداوند قدرت او و منظور از غضب او عذاب  و منظور از رضاي الهي پاداش اوست؛ زيرا اين گونه تاويل صفات موجب تعطيل صفات مي‌شود كه عقيده‌ي جهميه است.

با وجود اين سخنان واضح و روشن امام ابوحنيفه جاي بسي تعجب است كه ماتريديها عقيده‌ي اين امام بزرگوار ترك مي‌كنند و همگام با جهميها، منكر بالا بودن الله شده و به خلق قرآن و حادث بودن كلام ازلي قائلند و بسياري از صفات خداي متعال را نفي و الفاظ صفات را تحريف مي‌كنند؟!

 

مبحث دوم: عقيده‌ي امام ابوحنيفه در اثبات تقدير الهي و درجات آن.

نصوص قرآن و سنت دلالت براين دارد كه ايمان به تقدير داراي چهار درجه است و ايمان به آن كامل نمي‌شود، مگر با پذيرش هر چهار درجه كه عبارتند از:

1-ايمان به علم پيشي گيرنده‌ي الهي. 2- ايمان به اينكه آن چه بوجود مي‌‌آيد، نوشته شده است. و اين نوشته‌ها از ازل پيش از خلقت آسمانها و زمين، در «لوح محفوظ» بوده است. 3-ايمان به اراده‌ي فراگيري الهي، براي تمام مخلوقات و افعال بندگان و غيره...

4-ايمان به اين كه تمام آن چه وجود دارد، خدا آفريده است.

امام ابوحنيفه سخناني دارد كه به هر يك از اين درجات اشاره كرده است.

1- مردي پيش امام ابوحنيفه آمد و درباره‌ي تقدير بحث مي‌كرد، امام به او گفت: مگر نمي‌داني كسي كه در مورد تقدير انديشه و كاوش مي‌كند، همانند كسي است كه به خورشيد مي‌نگرد، هر چه بيشتر نگاه مي‌كند، بر حيرتش افزوده مي‌شود.1

امام با اين سخن مي‌خواست او را از فرو رفتن در مسائل غيبي و تلاش و جستجو در اين زمينه بر حذر دارد و هدف از اين سخن اثبات درجات تقدير، ذكر شده نيست.

-خداوند متعال در ازل پيش از وجود اشياء از آنها آگاه بوده است.2

-خداوند متعال از معدوم در حالت عدم آگاه است و مي‌داند كه پس از بوجود آوردنش چگونه خواهد بود و از اشياء موجود در حال وجود و از چگونگي پس از نابودي ‌شان آگاه است.3

- مقدرات الهي در لوح محفوظ ثبت است.4

ما اعتراف مي‌كنيم كه خداوند به قلم دستور به نوشتن داد.  قلم گفت: پروردگارا چه بنويسم؟ خداوند فرمود: هر چه تا روز قيامت بوجود مي‌آيد بنويس. به دليل اين كه خداوند متعال مي‌فرمايد: ﮋﭟ  ﭠ  ﭡ   ﭢ  ﭣ   ﭤ  ﭥ  ﭦ  ﭧ  ﭨ   ﭩ  ﮊ القمر: ٥٢ - ٥٣ »5 (هر چه انجام داده‌اند در نامه‌هاي اعمال نوشته شده و هر كوچك و بزرگ ثبت است).

-در دنيا و آخرت همه چيز به اراده‌ و خواست خداوند است.6

-خداوند همه چيز را از عدم آفريده است.1

-خداوند پيش از آفريدن مخلوقات هم خالق بوده است.2

- ما معتقديم، بنده همراه با اعمال، اقرار و شناختش مخلوق است، لذا وقتي فاعل مخلوق است افعالش بطريق اولي مخلوق است.3

-تمام افعال بندگان اعم از حركت و سكون كسب است، و خالق افعال‌شان خداوند است و همه‌ي آنچه انجام مي‌دهند به خواست، آگاهي، داوري و تقدير الهي است.4

-بندگان تمام افعال‌شان را اعم از حركت و سكون حقيقتاً كسب مي‌كنند و خداوند خالق افعال‌شان است، همه‌ي اينها بخواست، آگاهي و تقدير الهي است. و همه‌ي عبادات به فرمان، محبت، رضايت، آگاهي، داوري و تقدير الهي واجب گرديده است. و تمام گناهان بخواست، آگاهي و قضا و قدر الهي است؛ نه با محبت، رضايت و دستور او.5

- خداوند متعال بندگان را مبرا و پاك از كفر و ايمان آفريده6، سپس آنان را مخاطب قرار داده و امر و نهي كرده است. در نتيجه هر كس كافر شده با اختيار و عمل خودش حق را انكار نموده و خداوند هم او را خوار و ذليل كرده و كافر شده است و هر كس ايمان آورده با عمل، اقرار و تصديق خودش و توفيق و ياري خداوند بوده است.7

-خداوند نسل آدم را از پشتش بصورت ذره خارج ساخت و به آنان عقل داده و از آنها خواسته كه ايمان بياورند و آنان را از كفر ورزيدن باز داشته و آنها به ربوبيت خداوند اعتراف كردند و همين ايمانشان بود، بنابر اين آنها بر همين فطرت متولد مي‌شوند و هر كس كه كفر ورزيد، كفر او بعد از اين مرحله بوده كه فطرتش را تغيير داده و مبدل ساخته است و كسي هم كه ايمان آورده و تصديق نموده بدون ترديد بر فطرت الهي خويش ثابت و استوار مانده است.1

-خداوند همه چيز را مقدر كرده و نسبت به وجود همه چيز حكم كرده است و در دنيا و آخرت هيچ چيز بدون خواست، قضا و قدر الهي صورت نمي‌گيرد و همه چيز را خداوند در لوح محفوظ ثبت كرده است.2

-خداوند كسي را بر كفر يا ايمان مجبور نمي‌كند، ليكن همه را آزاد آفريده و ايمان و كفر عمل بندگان بوده و به اختيار خودشان است. و خداوند از كافر در حال كفر آگاه است، و اگر پس از آن ايمان بياورد دوستش مي‌دارد.3

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 10:57 |
 

نوح عليه السلام

خداوند نوح‌ عليه‌السلا‌م را برای هدایت قوم خود فرستاد او مردی فصیح و گويا، عاقل و فرزانه و دارای اندیشه‌ای استوار بود. خداوند به او شکیبایی به هنگام مجادله‌، توانایی استفا‌ده از دلایل مختلف و بینشی‌ کامل نسبت به روش‌های قانع نمودن افراد عطا کرده بود. او قوم خود را به سوی خدا خواند، اما آن‌ها روبگردان شدند، از عذاب الهی آنان را بیـم داد. اما آن‌ها خود را به‌ کوری و کری زدند، به ثواب الهی آنان را تشويق و ترغیب نمود اما آنان انگشتان خود را در گوش‌هایشان فرو بـردند و تکبر ورزيدند؛ اما نوح در مقابل آنان ایستاد و با آنان مجادله و مبارزه نمود، در مقابل آنان شکیبایی به خرج داد و فرصت ‌کافی و طولانی در اختیار آنان گذاشت‌، در دعوتش سخنان شیربن به ‌کار برد و امیدواريش به ایمان آوردن آن‌ها ضعیف نشد و نگذاشـت ‌که ناامیدی به قلب او سرایت ‌کند، بلکه شروع به ایجاد تنوع در روش‌های دعوت به سوی خدا کرد و در ابلاغ رسالتش تلاش زيادی به خرج می‌داد و در شب و روز، نهان و آشکار قومش را دعوت نمود و نظر آنان را به سوی رمز و راز وجود و بدایع جهان هستی جلب می‌نمود: شب تیره و تار، آسمانی پر از برج‌های فلکی‌، ماه گردان و خورشید فروزان و زمینی ‌که بر روی آن رودها جاری‌ گشته و زراعت و میوه‌ها در آن رويانده است‌؛ همه‌ی این‌ها از بانی فصیح و روان و دلایلی درست و قاطع از خداوندی یگانه و نیرويي عجیب و منحصر به فرد حکایت می‌کنند. و به این‌گونه نوح هـم‌ چنان با قومش به مجادله و مشاجره می‌پرداخت و برای آنان دلیل و برهان می‌آورد تا این‌که عده‌ای بسیارکم‌ از قومش به او ایمان آوردند، دعوتش را اجابت نمودند و رسالتش را تصدیق‌ گفتند؛ اما آنانی‌که خداوند بر دل آنان مهر نهاده بود و بدبختی بر آن‌ها پیشی‌ گرفته بود، آن‌ها هرگز راه هدایت را در پیش نگرفتند؛ آنان‌ از بزرگان و اشراف قوم بودند که همدیگر را در مخالفت با نوح پشتیبانی و یاری می‌کردند و از مسخره‌ کردن او و ناچیز شمردن نظرات او از هیچ‌ کوششی دريغ نمی‌کردند.
آنان به نوح ‌گفتند: تو فقط بشری مانند ما و یکی از ما هستی و اگر خداوند می‌خواست پیامبری بفرستد، قطعاً فرشته‌ای را می‌فرستاد و ما نیز به سخنانش‌ گوش فرا داده‌، به دعوتش جواب مثبت می‌دادیم‌؛ علاوه بر این آنان که اطراف تو را گرفته‌اند، چـه کسانی هستند؟‌! افرادی از طبقه‌ی پست و پایین و بدبخت جامعه با حرفه‌های بی‌ارزش وکم‌ارزش و نظراتی نادرست و افکاری ناپخته هستند که بدون اندیشه تسلیـم تو شده‌اند و اگر دعوت تو چیز خوب و با ارزشی بود، این افراد پست در ایمان به تو بر ما سبقت نمی‌گرفتند و اگر سخنان تو حق بود، مایه زيرك و باهوش و دارای ذهنی صاف و پاک و فکری عالی هستیم‌، در ایمان به تو و پیروی از هدایتت ‌گوی سبقت را از دیگران می‌ربودیم‌.
آنان سپس به لجاجت در مجادلات لفظی پرداختند و فریب و حیله‌گری را ییشه‌ی خود ساختند و به نوح ‌گفتند: ای نوح‌! در تو و پیروانت فضیلتی بر خود نمی‌بینیم‌، نه در عقل و هوش‌، نه در دوراندیشی و رعایت مصلحت و نه در آگاهی بر سر انجام امور، بلکه‌ گمان ما بر این است‌ که شما دروغگويانی بیش نیستید.
یاوه‌گوبی‌های آنان بر قوه‌ی شکیبایی و اندیشه و عقل نوح‌ کم‌ترين اثری نگذاشت و او با صبر و حوصله در جواب آنان ‌گفت‌: آیا اگر در صورتی‌که من بر دلیلی روشن و آشکار از جانب پروردگار خود و برهانی ‌گواهی‌دهنده بر صدق دعوای خود باشم -‌که آن را از فضل و رحمت خود به من داده است -‌و شما هدف را گـم‌ کرده باشید و حقیقت امر بر شما پنهان مانده باشد و در اشتباه و دودلی باشید و بخواهید خورشید را با کف‌های دستتان بپوشانید یا ستارگان را با دستان خود خاموش کنید، آیا مگر در آن صورت من می‌توانم شما را به پیروی از خود ملزم و به ایمان به خداوند مجبور نمایم‌؟ آیا برای این ‌کار قدرتی دارم‌؟‌! آنان ‌گفتند: ای نوح‌! اگر خواهان هدایت ما هستی و می‌خواهی تو را یاری دهیم‌، برو و این افراد فرومایه‌ای را که به تو ایمان آورده‌اند، از اطراف خودت بران و آنان را از سایه‌ی حمایت خود دور نما، زيرا ما نمی‌توانیم در کنار آنان باشیـم و به شیوه‌ی آنان عمل نماییـم و یا در ایمان و اعتقاد، همطراز آنان باشیم‌؛ چگونه به دینی جواب مثبت دهیم‌ که در آن ارباب و رعیت یکسانند و  اشراف و بزرگان با افراد پست جامعه با هـم برابرند؟!
نوح عليه السلام به آنان ‌گفت‌: دعوت من دعوتی عمومی است و همگان را در بر می‌گیرد؛ در آن  افراد نجیب و سرشناس با افراد ناشناس‌، اشخاص مشهور با افراد گمنام‌، ثروتمندان با فقرا و ارباب با رعیت برابرند؛ فرض ‌کنید که من خواسته‌ی شما را اجابت نمایم و با طرد پیروانم به  تمایلات شما تحقق بخشم‌، در آن صورت در نشر دعوت و تایید رسالتم به چه‌ کسانی اعتماد  کنم‌؟ چگونه قومی را از خود برانم ‌که در حالی‌ که شما مرا ترک‌ کردید، آنان مرا یاری دادند و در حالی‌ که از شما جز لجاجت و انکار چیزی ندیده‌ام‌، سخنانم به اعماق درون آن‌ها راه یافته  و جای‌ گرفته است و آنان همچنان بر دین پایدار هستند و به سوی خدا دعوت می‌کنند؟‌! و اگر  آنان در پیشگاه عدل الهی من را به محاکمه‌ کشیده‌، نزد خداوند شکایت نمایند که من خوبی را  آنان را با بدی و نیکی آنان را با ناسپاسی جواب داده‌ام‌، حال و وضع من باید چگونه باشد؟ به راستی ‌که شما قومی نادان هستید.
و چون مجادله بین نوح و قومش شدت یافت و فاصله‌ی بین آنان زياد گشت‌، از وی خسته و دلتنگ شدند و به او گفتند: «‌ای نوح‌! مجادله‌ات با ما از حد گذشته است‌، پس آن‌چه را که به ما وعده داده‌ای بیاور، اگر از راستگویان هستی‌«[2]‌؛ نوح با استهزاء به آنان‌ گفت‌: شما در نادانی زياده‌روی می‌کنید و در حماقت فرو رفته‌اید، من‌کیستم ‌که برای شما عذاب بیاورم و یا آن را از شما دفع نمایم‌؟ آیا من جز بشری نیستم ‌که به من وحی شده است‌که خدای شما، خدایی یگانه است و آن‌چه را که بدان مامور شده‌ام به شما ابلاغ می‌نمایم و گاهی شما را به ثواب الهی مژده و گاهی از عذاب الهی بیم می‌دهم‌؟‌! آگاه باشید که بازگشت همه چیز به سوی خداست‌، اگر بخواهد، شما را هدایت می‌کند و اگر اراده نماید، به زودی شما را به ضرر و زيان دچار می‌سازد و اگر بخواهد به شما مهلت می‌دهد تا بر عذابتان بیفزاید و شما را  بیشتر و شدیدتر بیازارد.
برای آن ‌که پیامبـران بتوانند رسالت خود را به صورت‌ کامل ادا نمایند، خداوند در مقابل اذیت و آزارها، به آنان صبر و در مقابل دشمنان‌، به آنان طاقت و توان عطا نموده است‌، همان ‌گونه‌که دامنه‌ی امیدواری آنان را وسعت بخشیده است‌؛ تا مردم بعد از ارسال پیامبران حجتی بر خداوند نداشته باشند و هرکس‌ که‌ کفر پیشه نموده است پس از آمدن پیامبران بهانه‌ای نداشته باشد.
نوح از پیامبران اولوالعزم بود و نهصد و پنجاه سال در میان قوم خود به‌سر برد، بر اذیت و آزارشان شکیبایی و در مقابل استهزایشان پایداری نمود و به امید و انتظار نشسـته و بدان چشم دوخته بود که شاید روزی بارقه‌ی ایمان در دل آنان بدرخشد، اما هرچه زمان طولانی‌تر می‌شد، به سرکشی آنان افزوده می‌شد و دعوت نوح بیشتر آنان را فراری می‌داد؛ آنگاه، دیگر ريسمان امید نوح پوسید و افق آرزويش تیره و تار گشت‌؛ از این‌رو در حالی‌ که از دست قومش شاکی بود، به خداوند پناه برد و به وی التجا آورد، از او کمک و یاری طلبید و از وی خواست‌ که در مورد قومش‌ که ‌کوشش او در مورد آنان‌ کارگر نیفتاده بود و او از ایمان آوردن آنان قطع امید کرده بود، او را هدایت نماید و خداوند به او وحی فرستاد: «‌جز آنانی‌ که به تو ایمان آورده‌اند، دیگر کسی از قومت به تو ایمان نخواهد آورد، بنابر این نسبت به‌ کارهایی ‌که انجام می‌دهند، غمگین مباش‌«[3].
و چون نوح دريافت ‌که خداوند کلمه‌ی خود را به حتمیت رسانده و مطابق وحی‌، مقـرر نموده است ‌که از این پس ‌کسی ایمان نخواهد آورد و بر دل افراد قومش مهر نهاده شده و دل‌هایشان چنان قفل شده است‌ که دیگر در مقابل هیچ دلیل و برهانی ‌گردن خم نمی‌کنند و تسلیم ایمان به خداوند نمی‌شوند، صبرش تمام شد و گفت‌: «‌پروردگارا! احدی از کافران را بر روی زمین باقی مگذار، زبرا اگر آنان را باقی بگذاری‌، بندگانت را گمراه خواهند نمود و به جز فرزندانی فاجر و کافر به دنیا نمی‌آورند»‌[4].
خداوند دعایش را اجابت نمود و به او وحی فرستاد که‌: بر اساس وحی و زير نظر و نگهداری ما کشتی را بساز و در مورد ستم‌کاران با من سخن مگوی‌، زيرا آنان باید غرق شوند. نوح به مکانی دور از شهر رفت‌، تخته‌ها و میخ‌های زيادی فراهم نمود و شروع به‌کار کرد اما باز هم از سرزنش و استهزای قومش در امان نماند.
گروهی از آنان می‌گفتند: ای نوح‌! تو تا امروز خود را پیامبر و فرستاده‌ی خدا می‌دانستی‌، چگونه امروز نجار شده‌ای‌؟‌! آیا از پیغمبری دست کشیده‌ای یا به نجاری رغبت پیدا  کرده‌ای‌؟‌! عده‌ای دیگر می‌گفتند: چگونه است که کشتی‌ات را دور از رودهـا و درباها  می‌سازی‌! آیا برای‌ کشیدن آن‌ گاوهایی را آماده نموده‌ای یا بلندکردن آن را به نیروی باد سپرده‌ای‌؟‌! اما نوح نسبت به استهزای آنان بی‌اعتنایی می‌کرد و کریمانه از سخنان بیهوده‌ی آنان می‌گذشت و به آنان می‌گفت‌: «‌اگر شما ما را مسخره می‌کنید، روزی نیز ما همان‌گونه شما را مسخره می‌کنیم‌. به زودی خواهید دانست ‌که عذاب خوارکننده بهره‌ی چه ‌کسی است و شکنجه‌ی جاودان ‌گریبان چه کسی را خواهد گرفت»[5]. و به سوی‌ کشتی می‌رفت‌، تخته‌های آن راست می‌نمود و اجزای آن را به هم وصل می‌کرد تا این‌که ‌کشتی با الواح و ريسمان‌های محکم ساخته شد و نوح منتظر دستور پروردگار ماند، آن‌گاه خداوند به او وحی فرستاد که‌: هر زمان دستور ما فرا رسید و نشانه‌های آن پدیدار گشت‌، آهنگ ‌کشتی خود کن و از قوم و خانواده‌ات‌، آن ‌کسانی را که ایمان آورده‌اند، با خود بردار و از هر حیوانی یک جفت نر و ماده با خود به ‌کشتی بیاور، تا این‌که دستور خداوند فرا برسد.
درهای آسمان باز شد و باران شدیدی باريدن ‌گرفت و چشمه‌ساران زمین جوشیدند و
سیل به جاهای بسیار بلند رسید و از پستی‌ها و ناهمواری‌ها سرازير شد و نوح به سمت کشتی شتافت و هر آن‌چه را خداوند از انسان‌ها و حیوانات و نباتات دستور داده بود که حمل شوند، سوار کشتی نمود و کشتی با نام خدا تا لنگر انداختن‌، بر روی آب‌های خروشان به جريان درآمد؛‌ گاهی بادی آرام آن را نوازش می‌نمود و گاه در میان‌ گردبادهای شدید ادامه‌ی مسیر می‌داد و امواج آب‌، در پیچ و خم‌ها و گرداب‌های خود گورهایی برای کافران باز می‌نمودند وکف‌های سفید آب برای اجساد آنان ‌کفن می‌بافتند، ‌کافران با مرگ دست و پنجه نرم می‌کردند و مرگ بر آنان چیره می‌گشت‌، با امواج‌ کُشتی می‌گرفتند اما امواج‌، آن‌ها را به زمین می‌زد تا این‌که آب تمام آنان را در خود فرو برد، و چنان‌که رازی در درون پوشیده مي‌شود، ‌آن‌ها را درهم‌ پیچید و پوشاند. نوح بر عرشه‌ی‌ کشتی ایستاده بود که ناگهان فرزندش ‌کنعان را دید -‌کنعان‌، شقاوت بر او چیره شده و از پدر دور گشته و از دین وی رويگردان شده بود -‌و دید که پسرش در میان امواج آب فرو می‌رود و در برابر امواج از خود دفاع می‌کند و می‌کوشد که خود را به‌ کوه یا تپه‌ای بلند برساند، شاید که نجات یابد، اما مرگ به او نزدیک می‌شد و در حال غرق شدن بود؛ بدر كه این منظره را می‌دید، دلش به رحم آمد و رحم و عطوفت پدريش جوشید و او را صدا زد شاید که ندایش در دل او تاثیر کند و ایمان بیا‌ورد و یا شعورش تحریک‌ گردد و اعتراف نماید و به او گفت‌:‌کجا می‌روی‌؟‌! ای فرزندم‌! تو از قضا و قدر الهی به سوی قضا و قدر الهی فرار می‌کنی‌، زودتر ایمان بیاور و سوار کشتی شو تا به خانواده‌ات ملحق شوی و جانت را نجات دهی‌: «‌ای فرزندم‌! همراه ما سوار کشتی شو و باکافران مباش‌«[6].
اما این سخنان در دل سیاه‌ کنعان اثر نکرد و از گوشش دورتر نرفت و گمان نمود که می‌تواند از دست تقدیر بگریزد و در جواب پدر گفت‌: از من دست بردار، چون ‌که من «‌به زودی خود را به‌ کوهی می‌رسانم‌ که من را از خطر آب برهاند»[7].
نوح در حالی که غمگین و ناراحت بود، ‌گفت‌: ای فرزندم‌! «امروز پناهگاه و حافظی در مقابل امر پروردگار وجود ندارد مگر کسی‌ که خدا به او رحم‌ کند»‌[8].
سپس موج بین آن دو جدایی افکند و سیل مانع دیدن آن‌ها شد و نوح دیگر پسر جگرگوشه و پاره‌ی تنـش را ندید و دلش مالامال از غصه شد و متوجه آن خدایی شد که پناه درماندگان و یاری دهنده‌ی گرفتاران است و گفت‌: «پروردگارا! پسرم از افراد خانواده‌ی من است‌«[9]. و تو وعده نموده‌ای ‌که من و افراد مومن خانواده‌ام را نجات دهی و وعده‌ی تو حق است و تو بهترین حکـم کننده‌ای‌.
خداوند به نوح وحی فرستاد: ای نوح‌! او از خانواده‌ی تو نیست‌، زيرا شقاوت بر او پیشی گرفته و کلمه‌ی ‌کفر بر او محقق‌ گشته است‌، پس‌ کسی را از خانواده خودت به حساب نیاور مگر این‌که به تو ایمان آورده و رسالتت را تصدیق نموده و دعوتت را اجابت نموده باشد؛ چنین ‌کسانی به راستی‌، از افراد خانواده تو می‌باشند و به چنین کسانی وعده‌ی نجات و ادامه‌ی حیات داده‌ام‌: «‌و یاری کردن مومنان‌، حقی است بر عهده‌ی ما»[10].
اما آن‌ کس‌که رسالت تو را انکار و سخنان پروردگارت را تکذیب نموده است‌، او از خانواده‌ی تو خارج و از شفاعت تو به‌دور است‌، حتی اگر از لحاظ صله‌ی رحم و نسب خانوادگی پیوندی ناگسستنی با تو داشته باشد، چنین ‌کسی باید طعم مرگ را بچشد و بـه  سرنوشت محتوم نایل آید حتی اگر پشتش به‌ کوهی باشد و به پناهگاهی بسیار محکم پناه برده باشد و تو را بر حذر می‌دارم از این‌که بعد از این چیزی را از من بخواهی ‌که دانشی در مورد آن نداری و یا با من در مورد چیزی مجادله‌ کنی ‌که آن را درک نمی‌کنی‌: «‌تو را پند و اندرز و هشدار می‌دهم که از جاهلان باشی»[11].
در این هنگام‌ نوح دربافت ‌که عاطفه‌اش‌، وی را از حق غافل ‌کرده و دلسوزی‌اش راه صواب را بر او بسته است در حالی‌که شایسته بود به خاطر نجات خود و مومنین همراهش و  هلاک و غرق شدن‌ کافران‌، خداوند را شکرگزار باشد، پس به خداوند پناه برد و ازگناهش استغفار نمود و گفت‌: «‌پروردگارا! از این‌که از تو چیزی بخواهم که دانشی در مورد آن ندارم‌، به تو پناه می‌برم و اگر من را نیامرزی و به من رحم نکنی‌، از زيان‌کاران خواهـم بود»[12]‌، و موج بین او و فرزندش فاصله انداخت و فرزند را غرق‌کرد و به‌کام مرگ فرو برد.
هنگامی که امر خداوند به پایان رسید و طومار زندگی ستم‌کاران برچیده شد، آسمان از باربدن باز ایستاد و زمین آب را در خود فرو برد و کشتی بر کوه جودی‌[13]  لنگر انداخت و گفته شد: ستـم‌کاران را دوری از رحمت الهی نصیب باد!
و به نوح نیز گفته شد: خود و آن ‌کسانی از قومت‌ که به تو ایمان آورده‌اند، به سلامت بر زمین‌ گام نهید، برکت شما را دربر می‌گیرد و مورد نظر و عنایت پروردگار قرار خواهید گرفت.


[1]  ود، یغوث‌، سواع‌، یعوق و نسر افراد صالح و نیکوکاری بودند که نسل‌ها پیش از قوم نوح در زمانی‌ که مردم یکتاپرست بودند، می‌زیستند؛ پس از مرگ آن‌ها، مردم بـه تحریک و اغوای شیطان برای بزرگداشت یاد آن مجسمه‌هایی از آنان ساختند تا آن‌ها را فراموش نکننذ؛ نسل‌های بعد با دیده‌ی تقدیس و احترام به این مجسمه‌ها می‌نگریستند و سرانجام در زمان نوح مردم به عبادت و پـرستش این مجسمه‌ها روی آوردند و یکتاپرستی جای خود را به شرکت و بت‌پرستی داد -‌مترجم‌.
[2]  هود؛ 32.
[3]  هود؛ 36.
[4]  نوح؛ 27-26.
[5]  هود؛ 39-38.
[6]  هود؛ 42.
[7]  هود؛ 43.
[8]  هود؛ 45.
[9]  هود؛ 45.
[10]  روم؛ 47.
[11]  هود؛ 46.
[12]  هود؛ 47.
[13]  جودی‌،‌ کوهی است بلند و طولانی واقع در جزیره‌ی ابن‌ عمر در قسمت شرق رود دجله در منطقه‌ی موصل عراق.

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 10:53 |
 

اثبات وجود خدا

 

 

بنا به تعبیردانشمندان روان شناس، الحاد و انکار خدا نزد این گروه از انسانها یکی از حیله‌ها و دسیسه‌هایی است که دلالت بر عدم شعور و درک صحیح می‌کند. به همین خاطر بوده که پیامبران الهی در هیچ حالتی دست از اثبات وجود خدا برنداشته و تلاش می‌کردند تا ایمان به خدا را از هر نوع شرکی پاک کنند.

 اما به هر حال برای مقابله با کسانی که در باره وجود خدا، مجادله می‌کنند و سعی در شبهه‌افکنی درمیان انسان‌ها دارند، لازم است مقداری در این موضوع مطالبی نگاشته شود تا اینکه ایمان به خدا بر اساس عقل استوار، پایه ریزی شود. اگر چه همه چیز در کاینات نشانه‌ای از وجود خداست که نیازی به آوردن دلیل هم نیست. به قول شاعر:
آفتاب آمد دلیل آفتاب....
اما دلایل و براهینی که مومنین برای اثبات وجود خدا در پاسخ  ملحدین ارایه می‌کنند مختصراً عبارتند از:


1- دلیل فطرت
اولین دلیل بر وجود خداوند متعال، فطرتی است که در وجود انسان است. این فطرت، ضمیری است پوشیده اما دارای بصیرت و آگاهی که هر زمان انسان فطرت خود را سالم گردانیده و تزکیه نماید، پرده از روی حقایق برداشته می‌شود و انسان، شعور پیدا می‌کند و باور و عقیده به وجود خدا اقطار درونش را فرا می‌گیرد. او این طور احساس می‌کند که از آنجایی که وجود خدا ظاهرتر و روشن‌تر از هر چیز دیگری است لذا نیازی به دلیل ندارد.
از عارفی سئوال شد: خدایت را به چه چیز (چگونه) شناختی؟ جواب داد: خدایم را به واسطه خدایم شناختم. درباره این معنا (وجود خدا) ابن عطاء الله اسکندری می‌گوید: خدایا چگونه بر تو استدلال می‌شود به چیزی که در وجود خود به تو نیاز دارد؟!
به طور کلی باید گفت: آنچه که بدون برهان و مقدمات منطقی به انسان یاد می‌دهد که2=1+1، همان نیرو به او یاد می‌دهد که برای او خدایی است که انسان از او بی‌نیاز نیست، یعنی بدون نیاز به استدلال و انتقال از معلوم به سوی مجهول و از مقدمات به سوی نتایج می‌توان پی به وجود خدا برد.


2- دلیل خلقت
منظور از خلق، ایجاد نمودن و به وجود آوردن است. یعنی پدید آوردن چیزی از عدم به وجود. مانند آفرینش زندگی و حیات در کاینات و جهان زنده.
در اینجا باید دید چه کسی خلق کننده حیات بر روی زمین است؟ چه کسی خالق این انسان عاقل است؟ آیا زندگی و پیدایش انسان و پیدایش موجودات ریز و درشت بدون پدید آورنده ممکن خواهد شد یا اینکه لازم است آفریننده‌ای آنها را بوجود آورده باشد و این آفریننده چه کسی می‌تواند باشد؟ آیا نظر ملحدین در باره پیدایش مرحله اول حیات بر روی زمین چیست؟ پیدایش حیات از یک مادۀ کور و بی‌شعور که مادیین بدان معتقدند، یک اندیشه بسیار غلط و واهی است. نظریه آنان مصداق این بیت است که:  
  وبات یقدح طول الیل فکرته                و فسّر الماء بعد الجهد بالماء
فکر او همواره بر طولانی بودن شب اشکال می گرفت
                                                         و بعد اززحمات زیاد آب را با آب تفسیر کرد


3- دلیل مساوات و هماهنگی
یکی دیگر از دلایل اثبات وجود باری‌تعالی نظم و هماهنگی‌ای است که در مخلوقات مشاهده می‌شود. خداوند بعد از خلقت موجودات آنان را به صورت منظم و با فعالیتی هماهنگ ترتیب بندی نمود.
این مساوات و نظم به طور عموم در همه اجزای کاینات موجود است اما در موجودات زنده و انسان بطور خاص مشاهده می‌شود.
اگر از بحث طبیعت و حیوانات و آنچه که در رابطه با وضعیت آنان است بگذریم و به قضیه انسان بپردازیم، در ساختار وجودی او علامات و نشانه‌های هماهنگ را به مراتب واضح‌تر خواهیم دید.
در وجود انسان یکسری خلقت‌ها و ممیزات مادی و روحی عطا شده است که او را برای ادای وظیفه‌اش یاری می‌کنند. اگر به ساختار بدنی انسان نظر بیفکنیم چنان عظمت و هماهنگی‌ای را مشاهده می‌کنیم که این زیبایی خلقت، عقل را حیران و زبان و گفتار و قلم را وادار به ستایش و تمجید می‌کند.
انسان خلاصه‌ای از نظام کاینات است. چنان‌که حضرت علی – رضی‌الله‌عنه- می‌فرماید:
 و تظن أنک جسم صغیر                      و فیک انطوی العالم الاکبر
و تو گمان می‌کنی( ای انسان) که جسمی کوچک هستی 
  در حالی که در وجود تو جهانی بس بزرگ نهفته شده است.


4- دلیل تقدیر
تقدیر یعنی خلق کردن هرچیزی به اندازه و مقداری مشخص، به طوری که با زمان و مکان مطابقت داشته باشد. مثلاً آب را خداوند طوری آفریده است که نه از نیاز کمتر است که قحطی به‌بار آورد و نه بیشتر از نیاز که باعث غرق شدن و زیر آب رفتن موجودات دیگر بشود. قرآن کریم در این رابطه می‌فرماید: «وأنزلنا من السماء ماءً بقدر». و فرو فرستادیم از آسمان آب را به اندازه.
 خورشید را آن‌چنان زیبا خلق کرده است تا در طول حیات، وظیفه  روشنی و حرارت خود را اداء کند. این خورشید طوری آفریده شده که در یک مدار محدود، به سوی مرکز خود در حرکت است به طوری که با ستارۀ دیگری برخورد نمی‌کند. نه آن اندازه به زمین نزدیک است که زندگان را بسوزاند و نه آن قدر دور است که حرارت و روشنایی آن به زمین نرسد.
خلاصه اینکه هر انسانی در هر عصری که قدرت تامل و ادراک فطری را داشته باشد می‌فهمد که همه چیز در این جهان با حساب و اندازه خلق شده است که امروزه دانش جدید با ابزار پیشرفته خود به میدان آمده و هر روز چیزی تازه را در نظام گسترده کائنات کشف می‌کند.


4- دلالت وحی
 یکی دیگر از دلایل وجود خدای سبحان، آمدن پیامبران خدا از عهد آدم تا حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌باشد. در اینجا از نشانه‌های روشن این قضیه این است که این فرستادگان علیرغم ضعف در قدرت تعداد کم پیروان و نیز نیرومندی دشمنان‌شان، اما باز هم بر دشمن پیروز شده، نام آنها در میان مردم جاویدان ماند و مخالفین‌شان به هلاکت رسیدند.
پیروان آنان در زمین جای گرفته و تبدیل به پیشوا و رهبر شدند. به مرور زمان از نشانه‌های پیامبران، نشانه‌ای جاویدان و همیشگی باقی ماند که آن نشانه جاوید، کتاب خدا "قرآن کریم" است، کتابی که باطل به هیچ وجه در آن راه ندارد. این کتاب دلیلی است بر وجود خدای سبحان. هر زمان که علم پیشرفت کرده و معارف بشری وسعت پیدا کرده است به همان اندازه دانشمندان از این قرآن، اسرار و گنجهایی را کشف نموده‌اند.
به راستی که رسالات آسمانی نشانه‌ای است از نشانه‌های وجود خدای سبحان و وحدانیت او.
و این از رحمت خداست که به آنچه در فطرت و عقول و درآفاق و انفس به ودیعت گذاشته اکتفا ننموده بلکه پیامبران خود را با دلایل روشن به سوی بشریت فرستاد تا مردم را به سوی راه راست و سالم هدایت کنند.


5- دلایل تاریخ
بالاتر از همه دلایل گفته شده- از حیث قدمت- برای اثبات وجود خدا، دلالت تاریخ است. کسی که تاریخ را مطالعه کند می‌بیند که جماعات بشری در تمام اقلیم‌های گرم و سرد، از مرد و زن و سیاه و سفید در مناطق مختلف و از طبقات مختلف در زمان‌های قدیم و جدید به شکلی از اشکال به خدا ایمان داشته‌اند.
"برگسون" یک فیلسوف فرانسوی می‌گوید:« در گذشته انسان‌های بدون علوم، فنون و فلسفه، وجود داشته‌اند ولی هیچ وقت جماعاتی از انسان‌ها که فاقد دیانت باشند دیده نشده است که تمامی این جماعات بشری در طول تاریخ به وجود خدای سبحان که قابل پرستش و تعظیم است معتقد بوده‌اند. انحراف بعضی انسان‌ها در رابطه با تصور الوهیت نه تنها با حقیقت وجود خدا منافات ندارد بلکه مُهر تاییدی است بر آن.
به همین خاطر مهم‌ترین کار انبیاء در طول تاریخ، راست نمودن این انحراف و تصحیح ایمان و خارج کردن انسان‌ها از شوائب بت‌پرستی و خرافات بوده است.
حقیقتاً باید گفت؛ تجارب، همانند واقعیات، تماماً بر اصالت ایمان به وجود خدا گواهی می‌دهند.  "استاد عقّاد" دانشمند مشهور می‌گوید: تجارب تاریخ در تمام حرکات تاریخی، اصالت دین را برای ما مقرر کرده است و هیچ کس نمی‌تواند این گمان را بکند که عقیده دینی چیزی است که انسان‌ها می‌توانند آن را الغاء کنند و یا فرد می‌تواند از آن بی‌نیاز باشد، تاریخ این را ثابت می‌کند که هیچ عاملی از عوامل حرکات انسانی، اثری قوی‌تر و بزرگتر از عامل دین نداشته است و مرجع دینی به رابطه میان انسان و تمامی کاینات بر می‌گردد.
خلاصه اینکه تمام دلایل گفته شده و هزاران دلیل دیگر، وجود ذاتی صانع، مقتدر و حی و قیوم را به اثبات می‌رساند. اگر چه او چنان ذاتی است که برای اثبات خود نیاز به هیچ دلیلی ندارد زیرا  او منبع و خالق تمام دلایل و شواهد است.

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 10:50 |
 

 

طالبان با امریکا به توافق رسید

 

 

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، طالبان در گفتگوهای صلح با امریکا در باره برخی از مسائل به توافق رسیدند.

سید اکبر آغا، رهبر پیشین گروه جهش المسلمین طالبان با ابراز این مطلب، قطر را بهترین گزینه برای ایجاد یک دفتر برای طالبان می داند.

سید طیب آغا، شهاب الدین دلاور و شیر محمد استانکزی که نزدیکترین افراد به ملا محمد عمر هستند در گفتگو های صلح با امریکا از سوی طالبان شرکت داشتند.

این در حالی است که رییس جمهور کرزی برای نخستین بار از پیشنهاد امریکا برای ایجاد دفتر طالبان در قطر، حمایت خود را اعلام کرد.

شماری از مقامات پیشین طالبان می گویند که گروه طالبان به هرگونه گفتگو با ایالات متحده امریکا چراغ سبز نشان دادند و در گفتگوهای که تا کنون با نمایندگان امریکا داشته اند درباره برخی از مسائل به توافق نیز دست یافته اند.

سیداکبر آغا، رهبر پیشین جهش المسلمین گروه طالبان در گفتگو با طلوع می گوید که این گفتگو ها به خواست گروه طالبان بوده است و آنان مخالف این گفتگو ها نیستند.

این مقام پیشین طالبان داشتن دفتر برای طالبان را در قطر بهترین گزینه می داند در حالی که یکی از خواست های طالبان رهایی شماری از زندانیان طالب از زندان گوانتانامو بوده است که وی آزادی این زندانیان در گفتگوهای صلح را اثرگذار می داند.

مولوی خیر الله خیرخواه، نورالله نوری، مولوی وثیق، محمد نبی خوستی ، حاجی ولی محمد و ملا فضل الله، رییس ستاد ارتش رژیم طالبان از کسانی هستند که احتمال می رود که رهایی آنان از زندان گوانتانامو پیشنهاد شود.

گفته می شود که ایالات متحده امریکا گفتگو ها را 10 ماه پیش در دوحه و آلمان با طالبان آغاز کرده است .

گزارش های نیز وجود دارد که در این گفتگو ها از جانب طالبان، ملا طیب آغا، شهاب الدین دلاوری که سفیر طالبان در عربستان بود و شیر محمد استانکزی، وزیر صحت رژیم طالبان که از افراد معتمد ملا محمد عمر رهبر گروه طالبان هستند، شرکت داشته اند.

گفته می شود که ملا عبدالسلام نیز در این گفتگو ها حضور داشته است اما تا کنون وی در این باره چیزی نگفته است.

این در حالی است که رییس جمهور کرزی از پیشنهاد امریکا برای ایجاد دفتر برای طالبان پشتیبانی اش را اعلام کرد.

کرزی پیش از این به این علت که امریکا و آلمان با دولت درباره مکان احتمالی دفتر نمایندگی با طلبان مشورت نکرده بود، خشمگین شد و با این دفتر در قطر مخالفت کرد و نیز با عنوان اعتراض سفیرش را از قطر احضار کرد.

این در حالی است که شماری از احزاب سیاسی بر این باور هستند، تا هنگامی که دولت افغانستان از مخالفان مسلح دولت شناخت روشنی نداشته باشد، ایجاد یک دفتر برای پیشبرد گفتگوها با آنان سودی نخواهد داشت.

داکتر عبدالله عبدالله، رییس شورای رهبری ائتلاف ملی افغانستان اظهار داشت که جامعه جهانی و دولت افغانستان نباید پیش از وقت به مخالفان مسلح دولت، امتیاز بدهند.

به باور این احزاب، امریکا می خواهد با ایجاد یک دفتر برای طالبان در بیرون از افغانستان، رهبری گفتگوهای صلح را به دست گیرد.

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 10:35 |
 

 
 
پخش تصاوير برهنه قذافي جنجال به پا کرد

پخش تصاوير ويدئويي جديد از رهبر مخلوع ليبي در حالي كه وي را به هنگام دستگيري عريان كرده بودند، بار ديگر در اين كشور بحث‌برانگيز شد.

به گزارش روزنامه فرامنطقه‌اي القدس العربي، بخش اين تصاوير ويدئويي كه در آن معمر قذافي، رهبر سابق ليبي را قبل از كشته شدن به صورت كاملا عريان نشان داده خشم كاربران اينترنتي را برانگيخت.

در اين تصاوير لباس‌هاي قذافي قبل از آنكه سوار يكي از خودروهاي انقلابيون شود، كاملا از تنش درآورده شده بود.

كاربران اينترنتي كه اين تصاوير را ديدند با ابراز ناراحتي خود نسبت به اين مساله عنوان داشتند كه اين اقدام براي شكنجه قذافي صورت گرفته و انقلابيون ليبي به اصول انساني و اخلاقي هيچ توجهي نكرده‌اند.

برخي از كاربران نيز سوال كردند كه چرا اين تصاوير بعد از آرام شدن اوضاع در ليبي منتشر مي‌شود.

عده‌اي نيز عايشه قذافي، دختر معمر قذافي را به تلاش براي ايجاد درگيري در ليبي از طريق انتشار اين تصاوير و خدشه‌دار كردن وجهه انقلابيون متهم كردند.

پيش‌تر نيز عايشه قذافي از دادگاه جنايي بين‌المللي خواسته بود تا در خصوص كشته شدن پدرش تحقيقاتي به عمل آورد.

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 10:30 |
 

جدال آمریکا و پاکستان بر سر ذخایر افغانستان!!

 

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)،یک مقام پیشین آی اس آی هشدار می دهد که پاکستان توانایی شکست امریکا را دارد و باید سرنوشت افغانستان در آینده در اختیار پاکستان باشد.
در همین حال یک جنرال ارشد امریکایی در کار مبارزه با هراس افکنی خواهان بهبود روابط کشورش با پاکستان شده است.

در پی تیرگی روابط امریکا با پاکستان نگرانی ها از عدم همکاری در کار مبارزه با هراس افکنی در حال افزایش است.

جنرال جیمز ماتیس، فرمانده نیروهای مشترک امریکا از کشورش خواسته است که به هدف مبارزه با هراس افکنی، روابط امریکا با پاکستان بهبود پیدا کند.

جنرال جیمز ماتیس ،داشتن روابط دوستانه با پاکستان مهم است و از سرگیری روابط با پاکستان در کار مبارزه با هراس افکنی نیز سودمند است.

در همین حال جنرال زاهد حامد، یکی از افسران پیشین استخبارات پاکستان هشدار داده است که پاکستان به همان گونه ای که ارتش سرخ را در افغانستان شکست داد، توان شکست امریکا را نیز دارد.

افغانستان در کنار داشتن معادن لیتیوم، ذخایر زیر زمینی زیادی به ویژه زمرد در پنجشیر، گاز جوزجان و لاجورد در بدخشان به ارزش چندین ترلیون دالر دارد.افغانستان به لحاظ تاریخی بک بخشی از پاکستان بوده و شوروی ها به هدف دستایابی بر معادن افغانستان بر این کشور حمله کرده بودند.امریکایی ها نیز به خاطر اهداف استراتژیک به افغانستان آمده و پاکستان باید سرنوشت افغانستان را در آینده در اختیار داشته باشد.همانگونه که روزها را در افغانستان شکست دادیم توان شکست امریکایی ها را نیز داریم، چون راه تدارکاتی امریکا در اختیار پاکستان است.

این جنرال پاکستانی می گوید شبکه استخباراتی پاکستان در افغانستان از سال 1975 پیش از تجاوز شوروی در افغانستان فعالیت داشته است.
به باور وی در میان طالبان دسته هایی از افراد خوب و بد نیز وجود دارند.

در همین حال به گزارش تلویزیون 1 و به باور آگاهان استراتژی پاکستان در برابر افغانستان تا کنون تغییر نکرده و از طریق ترور چهره های با نفوذ و تقویت طالبان در تلاش دستیابی به عمق استراتژیک در کوههای هندوکش است.

با وجود اینکه مقام های امریکایی و ناتو از اسنادی سخن زده اند که نشان دهنده حمایت حکومت پاکستان از هراس افکنان است اما تاکنون امریکا و جامعه جهانی گام های مؤثری را برای توقف حمایت پاکستان از هراس افکنان انجام نداده اند.

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 10:25 |
 

 شکنجه نوعروس افغان به خاطر تن ندادن به تن فروشی

در اکثر مناطق افغانستان خشونت علیه زنان کماکان ادامه دارد

 

 

 

یک نوار ویدیویی که بدست بی بی سی رسیده، وسعت جراحات یک تازه عروس پانزده ساله افغان را نشان می دهد که به وسیله شوهرش در خانه زندانی و به شدت شکنجه شده است.

این دختر که سحر گل نام دارد، به مدت چند ماه به وسیله شوهر و خانواده همسرش در خانه محبوس بود و مورد بدرفتاری قرار گرفته بود.

ماموران پلیس سحرگل را در زیرزمین خانه پدرشوهرش پیدا کردند. خانواده سحرگل با مراجعه به پلیس از ماه ها بی خبری از وضع او ابراز نگرانی کرده بودند.

بنا بر اعلام پلیس ناخن ها و موهای سر سحرگل کشیده شده است و گوشت و پوست بخش هایی از بدنش به انبر کنده شده است.

سحرگل هفت ماه پیش زمانی که هنوز ۱۴ سال داشت به عقد یک مرد ۳۰ ساله درآمد.

به گفته یکی از مقام های پلیس ولایت بغلان، ماموران این دختر را از یک اتاق تاریک و بدون پنجره نجات دادند.

سحرگل در بیمارستان در حالی که بر روی صندلی چرخدار بود، در پاسخ به سوالی، شوهر، پدر و مادر او و برادر همسرش را عامل شکنجه خود عنوان کرد.

به گفته مقام های ولایت بغلان، علت حبس و شکنجه سحرگل، راضی نشدن او به تن فروشی به خواسته خانواده شوهرش بوده است اما شواهدی برای اثبات این ادعا در دست نیست.

رحیمه ظریفی رییس امور زنان استان بغلان می گوید که سحر گل از لحاظ جسمی و روحی به شدت شکنجه شده و ممکن است عذاب روحی ناشی از این شکنجه، تا پایان عمر با وی بماند.

پلیس اعضای خانواده شوهر سحر گل را دستگیر کرده اما همسرش موفق به فرار شده است.

در اکثر مناطق افغانستان خشونت علیه زنان کماکان ادامه دارد که در بیشتر موارد همسر و خانواده دراین خشونت ها دست دارند.

 

 

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 10:5 |
 

وزیر خارجه آمریکا:
طالبان و القاعده را ما بوجود آوردیم!!

بخش هایی از سخنان هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا در یکی از جلسات کنگره در اینترنت پخش شد که در آن به صراحت به نقش آمریکا در ایجاد سازمان تروریستی القاعده اعتراف شده است.

گزارشات حاکی از آن است که کلینتون در این سخنان گفته است ما گذشته مشترکی با سازمان القاعده داریم.کسانی را که امروز با آنها در افغانستان و پاکستان می جنگیم 20 سال پیش خودمان به وجود آوردیم زیرا در جنگ علیه شوروی سابق از آنها استفاده می کردیم.

وی افزود، ما القاعده را به وجود آوردیم زیرا نمی خواستیم شوروی سابق بر آسیای مرکزی چیره شود و ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا با مشارکت کنگره به زعامت دموکرات ها از طرح ایجاد القاعده جهت مقابله با اتحاد جماهیر شوروی استقبال کرد.

کلینتون در ادامه تصریح کرد، دموکرات ها از این ایده حمایت و تاکید کردند ما با دستگاه استخباراتی پاکستان و عوامل پاکستانی وارد عمل می شویم تا مجاهدانی را از عربستان و سایر کشورها استخدام کنند.در همین موقع بود که وهابیت وارد اسلام شد، ما توانستیم بر شوروی سابق در سایه عملیات این افراد پیروز شویم.

وزیر امورخارجه آمریکا افزود، پس از عقب نشینی شوروی از افغانستان ما میلیاردها دالر خسارت دیدیم و مهار القاعده را از دست دادیم و همکاری با آنها را متوقف کردیم و برخورد با افکار و اعتقادات آنان را به پاکستان محول کردیم.

کارشناسان معتقدند القاعده زیر نظر آمریکا و با پول عربستان و با حمایت دستگاه استخباراتی پاکستان به وجود آمده است.

پیش از این نیز مشاور عالي فرانسوا ميتران، ويليام كيسي رئيس سابق سيا، برژنسكي و برخي ديگر از شخصيت هاي سرشناس غربي در بيان مواضع خود بصورت علني و تلويحي القاعده را ساخته و پرداخته آمريكا مي دانستند.

این در حالی است که امریکا و هم‌پیمانانش در سال ۲۰۰۱ در پی حملات ۱۱ سپتامبر، به بهانه سرنگونی رژیم طالبان ومبارزه با شبکه القاعده و برقراری امنیت در افغانستان وارد کشور شده است و تاهنوز به حضور اشغالگرانه خود ادامه می دهد.

جالب این جاست که حال آمریکا در پی مذاکره با همین گروهک هایی است که خود بوجود آورده اند!


+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 9:52 |

ساخت دانشگاه در مرکز ولایت لوگر

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، والی لوگر از ساخت یک دانشگاه در شهر پل علم مرکز این ولایت خبر می دهد.

والی لوگر می گوید که این دانشگا با هزینه 2 میلیون دالر از درآمدهای معدن مس عینک این ولایت از سوی وزارت معادن ساخته خواهد شد.

در همین حال رئیس شورای ولایتی لوگر می گوید، ساخت این دانشگاه زمینه تحصیلات عالی را برای شمار زیادی از جوانان فراهم می سازد.

در حال حاضر به گزارش طلوع نیوز، در مرکز ولایت لوگر یک دارالمعلمین و یک دارلعلوم اسلامی فعالیت دارند.

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در سه شنبه ششم دی 1390 و ساعت 10:2 |
 

افشا جزئیات محرمانه از آخرین روزهای صدام

منابع آگاه قضایی در ایالات متحده آمریکا ساعاتی پیش اسناد محرمانه ای درباره «صدام حسین» دیکتاتور سابق عراق را برای اولین بار منتشر کردند.

بر اساس این اسناد که تا به امروز تلاش شده بود درز پیدا نکند، «صدام» پس از بازداشت توسط نیروهای آمریکایی به قطر انتقال داده شده است .

وی متعاقبا به مدت 12 روز در پایگاه آمریکا در قطر بازداشت و در آن زمان دیدارهای محرمانه ای با تعدادی از سران و مقامات ارشد کشورهای عربی از جمله عراقی و قطری و نیز بین المللی انجام داده بود.

از جمله شخصیت های عراقی که در آن زمان با صدام دیدار کردند، افرادی بودند که در همان زمان نیز در فرایند سیاسی عراق حضور داشته و در دولت سمت داشتند.

این اسناد در ادامه می افزاید: پس از 12 روز حضور صدام در قطر، با یک جنگنده آمریکایی به یکی از پایگاه های نظامی در آمریکا منتقل شد. در آنجا نیز با تعدادی از شخصیت های سیاسی، نظامی و امنیتی آمریکایی دیدار و گفت و گو کرد. نام این افراد فاش نشده است.

اسناد منتشر شده توسط این منابع آگاه قضایی، همچنین می افزاید: صدام در دیدار خود با مقامات مختلف از رسیدگی بد به او شکایت داشت و همواره می گفت "جنس سیگارهای برگ که برایم می آورند خوب نیست".


این در حالی است که بهترین نوع سیگار برگ کوبایی به همراه مقدار زیادی میوه لبنانی و اروپایی، هر چند روز یک بار برای صدام برده می شد. مسئول تهیه این محصولات یکی از وزرای وقت کابینه عراق بود. او پس از تهیه این محصولات آن را از طریق نیروهای آمریکایی به صدام می رساند.

این اسناد همچنین می افزاید: صدام همواره از ایران می ترسید و همیشه تلاش می کرد که نقاط ضعف عراق برای ایرانیان برملا نشود.

نگرانی او از برملا شدن در مقابل ایران از نگرانیش در مورد دروغ سلاح های کشتار جمعی نیز بیشتر بود، همان موضوعی که بهانه ای شد تا کشورهای مختلف جهان به رهبری آمریکا به عراق حمله کنند و رژیم منحله بعث را ساقط کنند.

اسناد منتشر شده توسط این منابع آگاه قضایی، در ادامه به نقل از «جرج پیرو» جاسوس ویژه دفتر تحقیقات فدرالی آمریکا، می افزاید: صدام همواره آمادگی خود برای امضای قرارداد امنیتی را داشت تا از او در مقابل تهدیدات خارجی که از نظر او ایران بود، حمایت کنند.

«جرج پیرو» همچنین افزود: صدام تا آخرین دقایق پیش از سقوط بغداد به دست اشغالگران، در بغداد باقی ماند اما هنگامی که مطمئن شد پایتختش تا دقایقی دیگر سقوط خواهد کرد، فورا این شهر را به سمت شمال ترک کرد.

این منابع قضایی آمریکایی در مورد علت منتشر نشدن این اسناد تا به امروز، گفتند: نام و هویت افرادی که با صدام دیدار کردند باید برای همیشه محرمانه می ماند و فاش نمی شد از همین رو تا به امروز آن اسناد و اطلاعات محرمانه درون آن منتشر نشده بود.

+ نوشته شده توسط گل رحمن (سلــــــیمان خیل) در سه شنبه ششم دی 1390 و ساعت 9:55 |